فقر،تنگدستی،بیکاری،منع درس وتعلیم دختران،نبود کار،مداخلات بیرونی،خودخواهی دولتها، و صدها مشکل دیگرهمه و همه دست به دست هم داده زمینه بدبختی و بی روزگاری مردم افغانستان را مساعد ساخته اند. امروز کارمندان دولتی معاش ندارند و اکثریت شان در بی سرنوشتی به سر می برند. همه در تلاش بیرون شدن از افغانستان اند.
اکثریت مردم از دولتهای بیگانه گله دارند و نقش آنها را در بوجود آوردن اینچنین شرایط سخت و ناگوار در افغانستان دخیل می دانند.
در این زمینه جوانی به اسم (غفور رسولی) اینچنین با هفته در سخن را باز کرد:
نقش دولتهای بیگانه،درایجاد وضعیت فعلی افغانستان چیست؟ چگونه حمایتهای آمریکا و دیگر دولتها موجب سلطه امروز طالبان بر افغانستان شده است؟
متاسفانه افغانستان میدان جنگ و رقابت نیابتی کشورهای همسایه،منطقه و جهان است.هر کدام از این دولتها تلاش دارند که ازافغانستان به نفع خود استفاده کنند. سخنرانی آقای بایدن نشان داد که کشورامریکا جز برای تامین منافع خود درافغانستان،هدفی دیگر نداشته است. امریکا وقتی به هدف خود دست یافت، بدون درنگ و تفکرافغانستان را تنها رها کرد وواقعیت اینست که شرایط فعلی افغانستان محصول بازی های کشورهای خارجی است. کشورهای متعدد خارجی اینجا درافغانستان با رقبای شان مبارزه می کنند، و بصورت کل افغانستان میدان مبارزه کشورهای غربی با کشورهای شرقی است، البته کشورهای هند، پاکستان و چین هم هست که اینجا با همدیگر به مصاف برآمده اند.
به نظرمن امریکا اینجا ازطالبان حمایت نکرد آنها فقط ترسیدند و بخاطرفاجعه ای که برای سربازان شان پیش بینی میکردند کاری کرد تا نیروهای شانرا از اینجا بیرون بکشند. به نظرمن این یک اشتباه امریکا بود که زلمی خلیل زاد که یک شخص به شدت پشتون گرا را صلاحیت داد. به عباره دیگر امریکا از طالبان حمایت نکرد بلکه زلمی خلیلزاد با فریب سیاستمداران امریکایی ازطالبان حمایت کرد.امریکا با این کار باعث شد طالبان جان دوباره بگیرند. آمریکا فقط دراین میدان شکست خورد و کشورهای رقیب امریکا بود که با حمایت کردن طالبان حالا پیروزمیدان هستند.
طالبان،ملیت خارجی ندارند، آنها هم افغان هستند. دولتهای بیگانه از چه نقطه ضعفی استفاده کردند و چطورافغان ها را بر علیه افغانها تحریک کردند؟
درست است که طالبان ملیت خارجی ندارند، اما این گروه با گروههای دیگر که از کشورهای مختلف است درارتباط هستند. دولتهای بیگانه با استفاده از دین و مذهب، یک افغان را علیه افغان دیگر تحریک کردند.
متأسفانه یک نقطه ضعف خیلی جدی که مردم افغانستان دارد قوم گرایی و ترجیح دادن مسایل قومی بالای منافع ملی شان است، که البته دراین بین یک تعداد از اقوام کاملا انحصارگر و بیشتر تقصیردارند.
زمانیکه طالبان دفعه قبل شکست خوردند و جبهه مقاومت شمال بخصوص پنجشیری ها خودشان را فاتح احساس میکردند قصه های زیادی ازبی نزاکتی های تاجکها درهمین کابل وجود دارد که همه واقعیتهای تلخ جامعه افغانستان است و من فکرمی کنم بخاطرهمان رفتارهای زشت ایشان درآنزمان کرزی رئیس جمهوروقت بخوبی به این درک رسیده بود و می گفت:( برای حکومت من پشتون طالب به مراتب بهتر از دیگر مردمان حکومتی است) و این بود که طالبان برای کرزی برادران ناراضی شدند، طالبانی که کرزی خوب میفهمید که نوکربیگانه هاست اما به این ترتیب است که در طول تاریخ نوکری بیگانه ها ترجیح داده شده به همپذیری وهمیاری هم وطنان.
بنابرهمان دلایل که در فوق ذکرکردم من اصلا خوشبین نیستم، جدا از مسائل ایدئولوژیکی مذهبی، طالبان یک گروهی هستند که درمدت بیست سال خیلی قربانی دادند، تحقیرشدند، و برعلاوه دلایل که در بالا ذکرکردم من ازعقده های این گروه میترسم.
البته ناگفته نباید گذاشت که اینجا فقط مشکل طالبان نیست که آله دست بیگانه ها قرارمی گیرند ما در سالهای اخیر بخوبی دیدیم که یک قوم بخصوص دراین خصوص هیچ فرقی با طالبان نداشتند و ندارند.
نقش مردم در شرایط فعلی چیست؟ و چطور میتوانند کشورشان را از شرایط فعلی خارج کنند؟ آیا افزایش آگاهی مردم و بیداری، میتواند سرنوشت افغانستان را تغییر دهد؛ تغییری که پایدار و باثبات باشد؟
متاسفانه صدای مردم کمترشنیده میشود. تا که صدای مردم شنیده نشود، تغییر پایدار و ثبات هم به وجود نخواهد آمد.دولتهای غربی و امریکایی نیز رفته رفته افغانستان و مردم افغانستان را فراموش می کنند و به حال خودشان می گزارند.
من فکرمی کنم تنها راه بیرون رفت ازاین وضعیت آگاهی مردم افغانستان است، بخصوص آگاهی سیاسی اقشاری که فعلا تک قدرت افغانستان اند میتواند افغانستان را از این وضعیت نجات بدهند.
پیام شما برای دولتها چیست؟
پیام من برای دولت ها اینست که بیشتر ازین مردم افغانستان را قربانی منافع کشوری خودشان نکنند، کاری که دراین سالها درافغانستان کردند انسانیت نبود.بیشترازین چیزی برای کشورهای دخیل در افغانستان گفته نمیتوانم چون میفهمم که دنیا بالای مردم افغانستان بی اعتبار شده است،هیچ تضمینی وجود ندارد که درآینده یک کشور از مردم افغانستان برعلیه کشوری استفاده نکند دراین خصوص من کاملا ناامیدم.
آرزو دارم بیشتر از این با سرنوشت افغانها بازی نکنند.امروز مردم ما نان ندارند،سرپناه ندارند،آواره اند،مغزهای متفکر فرار کرده اند و یا دارند فرار می کنند پس افغانستان را کی بسازد. اگر دولتها مداخلات شان را تمام کنند بازهم امیدی کوچکی پدیدار خواهد شد.
خود تان درچه وضعیتی قرار دارید؟
از لحاظ روحی وضعیت خوبی ندارم. نگران آینده هستم که چه میشود.
آیا تا به حال مورد تهاجم قرار گرفتید؟
این وضعیت خودش تهاجم است، فکرنمی کنم تهاجم معنی دیگری داشته باشد،همه چیزی مان را از دست دادیم، دیگر اردو نداریم، پلیس نداریم،مکتبی نداریم. خلاصه هیچ چی نداریم.
آیا می توانید بیرون بروید؟
اگرمنظورتان از بیرون رفتن، بیرون رفتن ازخانه است که بله تا فعلا مشکلی احساس نمی کنم اما حتی درمورد آینده نزدیک خوشبین نیستم چون دولتها مردم افغانستان را فراموش کرده اند.







































نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.