
با خروج ناگهانی آمریکاییها ۳۴ ملیون نفوس در معرض خطر قحطی استند؛ سید مسعود کارشناس اقتصادی در گفتوگو با “هفته”
هفته سپتامبر 18, 2021 نظر خود را با ما در میان بگذارید
سید مسعود در زمان طالبان درحالیکه به درستی به زبان پشتو تکلم نمیکرد؛ در ادارهی امور، رئیس تحریرات بود و درهمین زمان فرصت دستیابی به اسناد و مدارکی را یافت که بر اساس آن کتاب بزرگ «افغانستان در نشیب و فراز بحران اقتصادی» را که یکی از با اعتبارترین سند علمی در رابطه به اقتصاد افغانستان است؛ در ۶۶۰ صفحه نوشت. او با مراجع حقوقی بینالمللی و ملل متحد همکاری داشت. بعد از به شهادت رسیدن دخترش، به اثر پیشنهاد دولت در عشقآباد به صفت سرپرست بخش ترانسپورتی یا اتشه ترانسپورتی مقرر گردید.
با سید مسعود درباره وضعیت اقتصادی افغانستان پس از آمدن دوباره طالبان گفتوگو کردیم
جناب سید مسعود خروج ناگهانی آمریکا و متحدین آن بالای اقتصاد افغانستان چی تاثیر خواهد گذاشت؟
سید مسعود: طبیعی است که خروج نیروهای نظامی از افغانستان بالای اقتصاد افغانستان تاثیر خواهد داشت. اما تا جایی که نیرویهای بینالمللی وعده دادهاند به کمکهای بشر دوستانهشان به افغانستان ادامه خواهند داد.
توقف پروژههای انکشافی در افغانستان خود مشکل را ببار خواهد آورد و به کارگران و مامورین معاش به وجه احسن پرداخت نخواهد شد. قدرت تقاضا و قدرت خرید در بازار پایین خواهد آمد و از طرف دیگر با خروج نیروهای آمریکایی که تعداد زیاد مردم در پروژههای انکشافی کار داشتند یا اینکه از کشور بیرون شدهاند و یا هم کسانی که در افغانستاناند بیکار میشوند.
قسمی که گفتند با ختم پروژههای انکشافی آمار بیکاری بلند خواهد رفت؛ پس چگونه میتوان در درازمدت و کوتاه مدت این خساره را جبران کرد و اینکه بنادر مهم افغانستان را طالبان در انحصار خود در آوردند آیا یکی از عوامل سقوط دولت بود؟
سید مسعود: به اساس پیشبینیهای که وجود داشت طالبان باید با دولت در قدرت شریک میشدند و آتشبس عمومی میکردند و جنگ ختم میشد. اما وضعیت طور دیگر رقم خورد. در صورتیکه جنگ نباشد؛ افغانستان که یک کشوری دارای منابع سرشار معدنی، منابع زمینی و آبی است و تقریبأ شانزده و نیم ملیون قشر جوان نیروی کار دارد، میتواند اقتصادی قوی داشته باشد.
فرضیههای دولت افغانستان، آمریکا و ناتو به کرسی ننشست و همانگونه که مخالفین کانگرس آمریکا نیز انتقاد میکردند و میگفتند که با خروج نیروهای خارجی دست آورد ۲۰ساله افغانستان از بین خواهد رفت؛ حال با این وضعیت غیرقابل قبول مردم ۳۴ملیون نفوس را در معرض خطر قحطی و کشتن قرار داده و تنها گذاشتند.
همینکه بنادر افغانستان در دست طالبان افتاد؛ دو میلیارد و هشت صد ملیون افغانی عواید بنادر به جیب طالبان افتاد. این در حقیقت یک توطیه بینالمللی در مقابل دولت افغانستان فکر میشود. بلند شدن بیرق طالبان اعتماد منطقه را از بین برد و مردم را در معرض خطر قحطی قرار داده و باعث گردید تا دولت افغانستان در معرض محاصره اقتصادی قرار گیرد.
ما در دولت افغانستان عمدتأ چند چشمه عایداتی داریم؛ مانند گمرکات، تشبثات خود دولت و فروش املاک دولتی که متاسفانه تمام چشمههای عایداتی دولت اکنون کور است. اقتصاد افغانستان که یک اقتصاد تجارت محور است؛ آنها تولید را فراموش کرده و فورمول اشتباه کوریای جنوبی را به افغانستان آوردند. محمود کرزی این فورمول و مدل را تشویش میکرد و میگفتند اگر مدل کوریای جنوبی را بیآورند و اقتصاد را به اساس تجارت استوار سازند؛ عوایدی که از تجارت بدست میآید اقتصاد را به اساس آن استوار خواهند کرد. من مخالف این فورمول بودم و استم. ما میگفتیم که تجارت درست است ولی اقتصاد را نمیتوان به اساس تجارت استوار نگه داشت.
متاسفانه ما یک گریز از تولید را بسوی تجارت آغاز کردیم، اگر چه تا سالهای ۲۰۰۷ تولید داشتیم و بسیار خوب پیش میرفتیم. ۲۱ اعشاریه ۸۵ فیصد رشد اقتصادی داشتیم و ۲ اعشاریه ۵ ملیون کارگر از پاکستان، ترکیه، فلیپین و ایران در افغانستان برای کار میآمدند. متاسفانه بعد از سال ۲۰۰۷ با همین فورمول خراب و اشتباه ستراتیژیک، ما از صنعت به سوی تجارت گذر کردیم و تجارت را محور اقتصاد دانستیم. با کم شدن عایدات دولت از بنادر تجارتی کسر بیلانس تجارت صورت گرفت که ۹۵ است. یعنی ۹۵ فیصد وارد میکنیم و ۵ فیصد صادر، به این معنا تمام چیزی که بدست میآوردیم از بنادر بود و در صورتی که بنادر هم به دست طرف مقابل باشد جیب دولت خالی شده و طبعأ مجبور شد تا دست بکاری بزند. از دید من شاید اینها همه توطیههای بینالمللی بوده باشد.
از دید شما آیا ایجاد بازار آزاد در افغانستان برای افغانستان ساخته شده بود؟ ما چقدر از این بازار سود بردیم؟
سید مسعود: در کمیسیون ۲۱ نفری که خودم عضو این کمیسیون بودم و حکومت طالبان به حکومت موقت تبدیل شد و بعد در لویه جرگه قانون اساسی، من و آقای محسنی مخالف بازار آزاد بودیم و میگفتیم شرایط بازار آزاد را نداریم. یعنی ما اقتصاد بازار آزاد را نداشته اقتصاد مختلط را داریم چون اقتصاد بازار آزاد با اقتصاد مارکیت فرق میکند. اقتصاد بازار بسیار خوب است البته برای ممالکی که شرایط چنین بازار را دارند؛ مثلأ اقتصاد بازار جاپان را زیاد کمک کرده، برای کانادا، آمریکا و آلمان آب حلال است اما نه برای افغانستان.
برای تطبیق نظام بازار آزاد باید در ماده ۹ قانون اساسی اضافه میشد که بمنظور رسیدن به شرایط بازار باید نظام مختلط را ایجاد کنیم.
نظام مختلط در حقیقت ازدواج سکتور خصوصی و سکتور دولتی است که سکتور خصوصی و سکتوری دولتی برای تقویه اقتصاد حرکت میکنند نه بمنظور تقویت خود بلکه برای ایجاد شرایط مارکیت. سکتورهای خصوصی که نوع استفاده از بازار را نمیدانستند یک نوع چپاولگری را آغاز کردند و از سوی دیگر برای ایجاد بازار آزاد یعنی یک بخش بزرگ اقتصاد افغانستان که همانا دولت بود را خارج کردند. به زودی سیلوها از میان رفت، گاز و نفت به زمین نشست، فابریکه جنگلک، دواسازی و خانهسازی از فعالیت باز ماندند و اجازه کار را بخود ندادند. حتی بانکها را بسوی خصوصی شدن بردند که این برای ما خطرناک تمام شد و کنترول دولت بالای سکتور خصوصی از میان رفت. آنها ارمانی فکر کردند و مدل آمریکا را به افغانستان پیاده نمودند. درحالیکه از لحاظ کلتوری، اقتصادی و زمانی باید در اینمورد فکر میکردند. شما خود میدانید که از ۲۰۰ سال بدینسو آمریکا نظام مارکیت دارد و به بازار آزاد رسیده و ما میخواستیم فقط در ظرف یکسال به این بازار برسیم که این یکی از جفاهای بزرگ در حق مردم افغانستان بود.
وقتی نظام میگویم تنها اقتصاد را در برنمیگیرد؛ بلکه نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تحت تاثیر خود قرار میدهد. اکثریت مردم ما گرسنهاند و بیشتر آنها منتظر کار، خانه و زمین بوده از درون جنگ بیرون شدهاند. در این وقت ضرورت به اعتمادسازی بود که تنها دولت میتوانست اعتمادسازی کند. ما دولت را خنثی ساختیم و یک دولت کوچکی را که وابسته به یک کشور خارجی بود ایجاد کردیم، سکتور خصوصی را در بازار ماندیم و به این طریق فرار سرمایههای ما را آماده ساختند. یعنی سکتور خصوصی قسمت بیشتر پولی را که بدست میاورد به بانکهای خارجی انتقال میداد و در همان جاهای که ما باید سرمایهگذاری میکردیم؛ سکتور خصوصی سرمایهگذاری نکرد و کار بنیادی و زیربنایی صورت نگرفت. یعنی ما باز هم یک اشتباه دیگر ستراتیژیک را مرتکب شدیم که همانا تفسیر قانون اساسی از بازار آزاد بود.
درباره سید مسعود سید مسعود یکی از فعالان جامعهی مدنی، پایه گذار سازمان فعالین حقوق بشر و استاد دانشکدهی اقتصاد دانشگاه کابل و یکی از چهرههای در عرصهی رسانهها است که به مسایل پیچیده سیاسی – اقتصادی کشور میپردازد. پدرش روان شاد سید محمود مردی فاضل و دانشمند که مسوولیتهای بزرگی را انجام داده و در دورههای هفتم و هشتم نماینده منتخب مردم غزنی در شورای ملی افغانستان بود؛ همچنان به حیث رئیس تفتیش صدارت عظمی، حاکم زابل، تگاب، نجراب و مستوفی کندهارخدمت کرده است. سید مسعود دورهی ابتداییه را در مکتب تجربوی دارالمعلمین کابل به پایان رساند و به لیسهی حبیبیه شامل شد و پس از سپری نمودن امتحان کانکور درحالیکه به دانشکده حقوق علاقه داشت؛ وارد دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل شد و یک دوره آموزشی یکساله را درآلمان شرق به پایان رساند، هرچند قرار بر این بود تا دورهی ماستری را در آن جا تکمیل کند؛ اما با ادامه آموزش او به اساس حرکات سیاسی او در آلمان موافقت نشد. استاد مسعود بعدأ دورهی فوق لیسانس را در دانشگاه تاجیکستان تمام کرد و سند ماستری را در منجمنت عمومی از شوروی وقت بدست آورد. او فعلأ کاندید پی اچ دی درپوهنتون تاجکستان است و همچنان دوره دوکتورین منجمنت را درهندوستان به پایان رساند. استاد مسعود در سال ۱۳۶۰ به کدر علمی دانشکدهی اقتصاد دانشگاه کابل راه یافت و گذشته از این با حفظ امتیاز کدرعلمی وظایف مختلفی را انجام داد. او در سالهای حاکمیت مجاهدین به صفت کارشناس مالی و پولی در اداره امور ریاست جمهوری ایفای وظیفه کرد و مدتی معاونیت اداره اقتصاد در ادارهی امور ریاست جمهوری را به عهده داشت. در زمان طالبان درحالیکه به درستی به زبان پشتو تکلم نمیکرد؛ در ادارهی امور، رئیس تحریرات بود و درهمین زمان فرصت دستیابی به اسناد و مدارکی را یافت که بر اساس آن کتاب بزرگ «افغانستان در نشیب و فراز بحران اقتصادی» را که یکی از با اعتبارترین سند علمی در رابطه به اقتصاد افغانستان است؛ در ۶۶۰ صفحه نوشت. از اینکه او با مراجع حقوقی بینالمللی و ملل متحد همکاری داشت؛ عرصه را تنگ دید و به کاروان چند ملیونی پناهندگان افغان به پاکستان پیوست و با فروپاشی نظام طالبان به وطن برگشت و به عضویت کمسیون ۲۱ نفری لویه جرگه اضطراری در آمد. او بعد از پایهگذاری کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، مسوولیت تعلیمات حقوقی آن کمسیون را به عهده گرفت. بعد از آن رئیس پلان در وزارت تحصیلات عالی شد و متعاقبأ رئیس نظارت کابل بانک گردید. استاد مسعود با حفظ حقوق کدر، به صفت رئیس برنامه ماستری پوهنتونهای دنیا و یومف وظیفه اجرا کرد و بعد از به شهادت رسیدن دخترش، به اثر پیشنهاد و فشار دولت در عشقآباد به صفت سرپرست بخش ترانسپورتی یا آتشه ترانسپورتی مقرر گردید. سید مسعود ۵۱ اثر تحقیقی، علمی و ادبی را به مردمش تقدیم کرده و پنجاه و دومین اثرش که یک مجموعه طنزی است اخیرأ به چاپ رسید. غزنی گنجی از آدم ها، افغانستان درنشیب و فرازبحران اقتصادی، عشق من آمریکا (اثری طنزی)، بانکداری، پول و کریدیت، سازمانهای مالی و پولی بین المللی، تحلیل اقتصاد افغانستان بعد از انقلاب اسلامی، چگونهگی وضع تجارت خارجی افغانستان، طرز سنجش مالیه درافغانستان و… چندین گزینه شعر دارد. از استاد مسعود ۲۵۰ مقاله در زمینه سیاست، اقتصاد و مسایل اجتماعی در مطبوعات (مجلات علمی چه داخلی و خارجی و روزنامهها) به چاپ رسیده و چندین اثر دیگر تحقیقی و ادبی آماده چاپ دارد. او به زبان انگلیسی، روسی، آلمانی و اردو بلدیت دارد. شعر را دوست داشته به فلسفه علاقهمند است. خانمش داکتر طب است و چهار فرزند دارد که همه با زیور علم و دانش آراستهاند. |
در نظام دولت افغانستان اصلأ ارتباط میان مردم و دولت وجود نداشت به نظر شما مشکل در چه بود؟
سید مسعود: یگانه مشکل در نظام دولت افغانستان تطبیق نکردن قانون بود. با آنکه افغانستان در مجموع قوانین زیبا دارد؛ اما فرهنگ تطبیق قانون وجود ندارد و پذیرش قانون از جانب مردم دیده نمیشود و از سالهاست که مردم بیقانونی کردهاند و این امر باعث شد؛ مجری قانون که عبارت از دولت است و تطبیق کننده قانون که همانا مردم است در میانشان فاصله ایجاد گردد. هرقدر فاصله زیادتر شود مشکلات بیشتر میگردد. حتی کسانی که سرمایهگذاری میکردند با دولت ارتباط نداشتند. آنها شرکت سرمایهگذاری را از میان بردند و از سوی دیگر پارلمان را که مرجع قانون گزار بود در آنجا اشخاص فاقد دانش که حتی بسیاریشان تعدیل قانون را نمیدانستند بکار گماشتند.
ما قانون حمایه مستهلکین را نداریم در حالیکه درتمام دنیا وجود دارد. در همه جا حد اعظمی و اصغری قیمتها موجود است. اما در افغانستان بازار آزاد گفته همه چیز از کنترول خارج بود.
اگر ما موسسات حمایوی سرمایه نداشته باشیم سرمایهگذاری به سقوط میرود. موسسات حمایوی از سرمایه گذار بیمه میگیرد و خدمات عرضه میکند. ما قبلآ بیمه ملی داشتیم و حالا هم کماکان بیمهها وجود دارد مگر مردم فرهنگ بیمه را نمیدانند. حتی کسانی که برای موترهایشان بیمه خریدهاند؛ در صورت وقوع حادثه به بیمه مراجعه نمیکنند. در زمان ظاهرشاه بیمه صحی با خدمات اندک و ارزان وجود داشت و کسانی که بیمه داشتند افراد غریب محسوب میشدند.
با ایجاد نظام آزاد و از بین بردن فابریکهها و تنقیض کارمندان نظامی که به هزاران نفر میرسید بزرگترین جنرالان را خورد ضابط ساختند که اینها همه فاصله را میان مردم و دولت ایجاد کرد.
سطح پائین سویه تحصیلی در پوهنتونها و لیسهها در دراز مدت چی تاثیراتی بالای مارکیت کار افغانستان خواهد داشت؟
سید مسعود: از اینکه در ساحه تجارتی افغانستان، چندین مرجع، پرمنعفتتر است یکی شفاخانههای خصوصی با ارایه خدمت نامناسب و پرداخت فیسهای گزاف است و دوم مکاتب تجارتی که نوع حرکات تجاری را انجام میدهند. قبلا در افغانستان ۶ پوهنتون وجود داشت و اکنون ۱۱۳پوهنتون درحالیکه فقط یکی دو از اینها درس معیاری و خوب دارند؛ مانند پوهنتون آمریکایی، کاردان، یومف و دنیا و یکی دو تای دیگر. متاسفانه اکثریتشان مرجع جمع آوری پولاند و نبود مدرسین متجرب و مسلکی با کیفیت پایین درس؛ مشکلزا گردیده است.
تا سالهای ۲۰۰۷ استادان خارجی از کانادا، فلپین، ایران، آمریکا و دیگر جاها در پوهنتونهای خصوصی تدریس میکردند، ولی با خراب شدن اوضاع جایگزین این استادان افراد بدون سویه گردید.
در باره سوال جالبی که کیفیت پائین پوهنتونهای خصوصی چطور بالای نیروی کار آینده افغانستان تاثیر میکند؛ باید گفت که اگر بهمین منوال ادامه یابد فاجعه بزرگی رخ خواهد داد. به نظر من برای رفع این معضله باید ارتباط میان نسل جوان و نسل گذشته و با تجربه را برقرار کرد که قبلأ پوهنتون کابل این را انجام میداد و استادان تازه کار تحت نظر استادان باتجربه تدریس میکردند.
اگر به همین منوال پوهنتونها افراد نا فهم را به جامعه تقدیم کنند و در پهلوی آن از جوانان استفاده سیاسی صورت گیرد که اکثرهمسایههای ما در این مورد کار هم کردهاند و اگر نتوانیم این مشکل را برطرف کنیم بزرگترین فاجعه رخ خواهد داد. حالا که همه متوجه جنگ استیم؛ اگر روزی وطن آرام شود و نسل آینده ما لسان مادری را نفهمد و چیزی را نداند به یقین مشکل بزرگی خلق خواهد شد.
چگونه میتوان ارقام بلند اطفال گدا را پائین آورد؟
سید مسعود: ما مشکل در توزیع داریم و نمیدانیم درکجا توزیع و چگونه سرمایهگذاری کنیم. مثلأ پسری که قبلأ گدا بود به کمک ما و شما ده سال بعد باید یک داکتر باشد. باید محل و یا مرجعی را بیابیم و پول بفرستیم تا برعلاوه کمک مالی نتیجه آن را هم ببینیم. مثلا من و خانمم یتیمخانه امید فردا را ایجاد کردیم در این یتیمخانه خود ما و افراد متمول از داخل افغانستان همکاری میکردند و حالا پسران و دختران این یتیمخانه بزرگ شده و یک تعدادشان داکتر، انجنیر و سارنوال شدهاند.
اگر برای مردم فابریکهها و برای اطفال یتیمخانههای بیشتر ایجاد گردد و اطفال بر علاوه کار به درس و تعلیم بپردازند؛ این ارقام تغییر خواهد یافت. چون اطفال افغانستان با استعداد استند؛ در وقت کم به جاهای خوب میرسند. اگر چنین سازمانها ایجاد شود و از چینلهای مشخص کمک صورت گیرد و این چینلها کنترول شده حساب ده باشند؛ اقتصاد خوب شده و ارقام گداها کم میشود.
در مورد مدیریت آبهای افغانستان چی فکر میکنید آیا بعد از اینکه مدیریت آبها به دولت تعلق گرفت بالای اقتصاد تاثیر کرد و یا خیر و آیا پیشروی طالبان را با مدیریت آبها در ارتباط میدانید؟
سید مسعود: در قسمت مدیریت آبها از دیر زمان است که نواقص و کاستیهای وجود دارد. در بعضی موارد اگر چیزی هم گفته شده حرفهای نمایشی بود نه حرفهای تهدابی و اساسی. بند سلما که در وقت ببرک کارمل آغاز شد؛ تقریبأ در آن روزها صدها عسکر کشته میشد تا بند سلما را نگه دارند. بعد ایرانیها با ترکمنها بند مشترکی را بنام بند دوستی ساختند و در این بند ۴ملیارد دالر مصرف کردند و حتی به محاکمههای بینالمللی رجوع نموده و گفتند که ساخت بند سلما مانع بند دوستی میشود یعنی پیش از بند دوستی بند سلما در حدود سالهای ۶۰ ساخته شد.
باید گفت که ما بند میسازیم اما از آن استفاده نمیکنیم یعنی بند ساختن خوب است ولی استفاده از بند اصل است. تاکنون یک کاسه آب هم از بند سلما استفاده نمیشود؛ چون تا حال کانالهای آن ساخته نشده تا آب به روستاها برده شود و آنجا را سبز کند و یا بند کمال خان در نیمروز که در حقیت ضعیفتر از بند سلما است؛ در زمان داود خان آغاز گردید و یک کانال ساخته شد و در زمان کرزی دو کانال دیگر اعمار گردید و این بند در زمان اشرف غنی درحالیکه کانالهای آن تکمیل نگردیده بود؛ افتتاح شد اما مورد استفاده قرار نگرفت.
همین اکنون در مسله آبها با ایرانیها مشکل داریم و در یکی از بیانیهها از طرف دولت افغانستان گفته شد؛ در توافقنامهای که با موسی شفیق صورت گرفته پابند استیم. باید گفت که با آن موافقت نامه نباید پابند باشیم چون ۲۴ متر مکعب آب را در ثانیه به ایران میبخشیم و حالا که ظرفیت آب ۱۲ مرتبه پایین آمده ولی تا هنوزهم به قرار داد چند سال قبل استوار استیم. بنا ما با بازنگری قرار داد ضرورت داریم.
شاه آن زمان به شاه ایران گفته بود که بخاطر دوستی مقدار حقابه را زیاد میکند گویا آب از ملکیت شخصی او بود و نمیدانست که چی جفایی را در مقابل دولت و مردمش انجام میدهد. ما آب را در پنجشیر، آمو، دریای کنر و دریای کابل مهار نتوانستیم. اگر ما را میگذاشتند تا آب را مدیریت کنیم یک گام خوب بود. در حالیکه حقابه دریای آمو بین کشورها بعد از سال ۲۰۰۰ چنین تعیین شده است: (۶۴ فیصد تاجکستان، ۸ فیصد ازبکستان، ۲ فیصد ترکمنستان، ۲۴ فیصد افغانستان،) اما تمامی آب را ترکمنها میخورند و ما یک جوی هم از آب آمو استفاده نمیکنیم و عشق آباد کاملأ از کانال قره قوم که از آمو میاید استفاده میکند و همه ملکشان سبز است در حالیکه آب دریای آمو حق افغانستان است.
ترجمه متن به انگلیسی در ادامه مطلب


نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.