
آن شب، هوا سرد و ابرآلود بود. برف با لحاف سفیدش، روی زمین را پوشانیده بود و شمال برف زوزه می كشيد. کاکای نوید، با تندی دم در رسیده و قفل دروازه را بست و به نوید بانگ زده گفت: او بچهء بی پدر! دگه رنگته ده رنگم نزنی، برو! ده هر گوری که میری خوده گم کو دگه"!
نوید از سردی هوا می لرزید و با پاهای برهنه اش بر روی برف ایستاده بود و گریه می کرد. حیران بود که در این ناوقتی شب، به کجا برود و قدری خود را گرم سازد. به خاطرش آمد که امشب هم به خانهء خاله اش رفته و شب را صبح کند؛ اما به جیب خالی اش نظر انداخته و منصرف شد.
مادر نوید نزد شوهرش آمده و به عذر و زاری پرداخت و گفت: "خیراس آغای نوید جان، بان که همی کرتی شه بریش بتم که خنک نخوره."
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.