آقای حبیب الله رفیع که در اکادمی علوم افغانستان شخص فعال و تاریخ نویس سر شناس است و زمانی من هم افتخار معرفی و همکاری با ایشان را در کلید گروپ داشتم و منبع بزرگ معلومات برای همه ما بود؛ در کتابش به عنوان؛اعليحضرت امان الله خان،حاکميت قانون در افغانستان، نوشته است : اعليحضرت امان الله خان در يک نطق ديگر خود در مسجد عيدگاه خطاب به عساکر ومامورين و شهريان کابل در حالی که دريشی سفر بری بتن داشت، گفت:«ملت عزيز من ! من اين لباس سربازی را از تن بیرون نمی کنم تا لباس استقلال را برای مادر وطن تهیه نسازم .من این شمشیر را در غلاف نمی کنم تا که غاصبان حقوق ملتم را به جای خود ننشانم .ای ملت عزیز و ای سربازان فداکار من ! بيائيد تا که سرهای پرغيرت خود را برای خلاصی وطن فدا سازيم !»
در بدست آوردن استقلال افغانستان نمی توان نقش بزرگ و فداکارانه مردان و زنان افغان را نا دیده گرفت ؛ زیرا شاه آزدیخواه افغان هیچگاه نمی توانست بدون درایت و مبارزه ملت غیور افغانستان استقلال کشور را به ارمغان می آورد .
در پهلوی مردان مبارز و شجاع افغان نقش زنان افغانستان نیز در استقلال کشور برجسته بوده و تاریخ شاهد هر گونه فداکاری و مبارزه این قشر فداکار است .زنان افغان در طول تاریخ همواره در صحنه های سیاسی و اجتماعی حضور داشته و گام به گام مردان، در جهت حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور از هیچگونه تلاش و کوششی فروگذار نکرده اند. طبق آماری که در تاریخ افغانستان ثبت شده است در جنگ سوم افغان و انگلیس، حدود ۱۰۰ زن تنها در پشت جبهه فعالیت داشتند.
خانم جنرال نظیفه ذکی؛ عضو مجلس نمایندگان افغانستان در گفتگو با خبرگزاری (آوا) با بیان مطلب فوق افزوده است :"در جنگ سوم افغان و انگلیس، زنان در پشت جبهه فعالیت داشتند و آب، نان و بعضاً امکانات جنگی را به مجاهدین می رساندند.؛ وی گفت که به پاس خدمات بی شایبه زنان افغان در صحنه های سیاسی و مبارزاتی، شاه امان الله خان نقش زنان را در عرصه های سیاسی و اجتماعی برجسته تر ساخت.
او دوره شاه امان الله خان را برای زنان افغانستان یک دوره طلایی خواند و گفت:"در زیر سایه استقلال افغانستان زنان نیز از آزادی نسبی برخوردار شدند. برخی صاحبنظران نتایج سفرهای بی پایان و دید و بازدید های او را از برخی کشور های خارجی آزادی بیش از حد برای زنان می دانند؛ زیرا به گفته برخی از تاریخ نویسان اولین زنی که کشف حجاب کرد ملکه ثریا؛ همسر شاه امان الله خان بود و این امر باعث شد که موقعیت اجتماعی شاه در بین مردم تضعیف شود. خانم نظیفه ذکی این گفته ها را رد می کند و می گوید این تبلیغات بی اساس بوده و یکی از نقشه های استعمار در آن زمان بود که می خواست نقش پرچمدار استقلال کشور را در بین مردم ضعیف بسازد.
او دوره شاه امان الله خان را مقطع زرین تاریخ و آغاز نهضت زنان خواند و افزود که افغانستان در آنزمان آمادگی پذیریش آزادی زنان را نداشت؛ بنابراین دشمن از این نقطه ضعف مردم استفاده کرده و افکار و اندیشه ها را بر علیه شاه جهت دادند.
به باور ذکی، بعد از استقلال افغانستان نیز این کشور از دست اندازی خارجی ها و عمال داخلی آنان محفوظ نماند و با دسیسه ها و توطئه های پی در پی از راه های مختلف، مردم را نسبت به شاه امان الله خان بدبین ساختند.
احمد ویس ندا لیسانس فاکولته علوم اجتماعی افغانستان که اکنون در کانادا به سر می برد؛در باره واژه استقلال چنین ابراز نظر کرد :
استقلال واژه ایست که با اراده و گذشته ای مردم این سر زمین کهن گره خورده و در نهاد و سرشت شان از جایگاه والا و بر جسته بر خوردار است. استقلال و آزادی برگ زرینی است که بر تارک تاریخ پر از حماسه و مقاومت میهن مانند خورشید می درخشد.
ویس ندا افزود : در باره اینکه کدام جامعه را میتوان گفت به استقلال رسیده است ؟ و چه تعریف می توان از یک جامعه مستقل ارائه نمود ؟چگونه استقلال را میتوان یک استقلال جامع نامید ؟ و استقلال واقعی کدام است ؟ وآیا ما توانسته ایم اینهارا بشناسیم ؟ استقلال یا انزوا و..........موارد از این قبیل سئوالها وجود داردکه صاحبنظران علوم اجتماعی و سیاسی جامعه می توانند پاسخ دهند،
او افزود: استقلال را میتوان به چند بخش عمده تقسیم نمود: استقلال فکری –استقلال فرهنگی –استقلال سیاسی –استقلال نظامی و استقلال اقتصادی و غیره .
استقلال فکری :آنست که یکفرد ویا یک جامعه از نظر اندیشه و فکر مستقل باشد . استقلال فرهنگی آنست که آن جامعه دارای توانمندی های باشد که هویت اصلی خودرا حفظ نموده تحت تاثیرفرهنگهای دیگرقرار نگیرد و به همین طور استقلال سیاسی-یکفرد و یا یک جامعه خود با داشته های فکری فر هنگی خو د تصمیم بگیرد و همچنان استقلال نظامی - یک جامعه برای دفاع از خود و منافع ملی و ارزشهای والای که توافق جامعه در آن نهفته است از آن دفاع نماید و بالاخره استقلال اقتصادی- آنست که یکفرد و یا یک جامعه برای گردش در آوردن چرخهای حیاتی و بقا زندگی خود سیرو حرکت نماید نیاز مندیهای خود را بر طرف نماید.
دراین پنج اصل که مطرح شد در هر کدام آن بحث های طولانی وموشکافی عمیق لازم است و اما اگر بخواهیم یک تعریف کامل از جامعه مستقل ارائه شود؛ جامعه استقلال مند جامعه ایست که در تمام ابعاد مستقل باشد ، جریانها وحلقات مختلف در منطقه و حتی کشور های که استقلال را سر لوحه خود قرارداده بودند پایبند به آن باشند و یا اینکه فقط این یک شعار باشد و بس ؟ ویا اینکه تعریف که خود نموده بودند طبق آن عمل نمایند ولی شرایط و مقتضیات زمان بر خلاف آن از آب در آمد نتوانستند که در تنگناه هااز استقلال خود دفاع و حراست کنند بدور از انظار مردم با دشمن استقلال وارد معامله شدند که ما در صدد نیستیم که در این زمینه بپردازیم .
ولی نکته با اهمیت در اینجا اینست که جامعه ماو مردم ما در این سال های بحران و جنگ ، متاسفانه قربانی اهداف استقلال شعار ها شدند ملت که زندگی و سر نوشت خودرا با این کلمه گره خورده میدانستند متاسفانه عده ای از مغرضان توانسته از این روحیه ما استفاده نمایند.
آقای ویس ندا به این نظر است :اجداد و نیا کان ما طبق درک و شرایط زمان شان از وجیبه ای که بر خاسته از باورهای درونی شان بوده حراست و پاسداری نموده اند و باز هم مبارزه خواهند کرد .
ملت که با این روحیه اینگونه تاریخ ساخته اند می توانند در ابعاد مختلف توانمندی هایشان را تبارزدهند در استقلال خواهی و استقلال طلبی این مردم هیچگونه بحث نیست اما راهی به سعادت رسیدن وترقی یک جامعه تنها همین روحیه کفایت می کند ؟ مسلم است که تنها همین کافی نخواهد بود
قابل یادآوری است که اعلام استقلال افغانستان توسط شاه امان الله خان با عزم راسخ آزادیخواهی، استقلال داخلی و خارجی بعد از کنفرانس سنبله در ۱۸ اگست سال ۱۹ ۱۹ میلادی در حالی صورت گرفت که بسیاری از ممالک جهان، تحت سیطره امپراتوری بریتانیای کبیر قرار داشتند. این حرکت ملی نه تنها افغانستان را در جهان، وقار و عظمت بخشید؛ بلکه در بین همسایگان و ممالکی که استعمار آمال ملی شان را پایمال نموده بود نیز انگیزه ای برای جنبش های آزادیخواهی گردید.
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.