به نقل از وب سایت خبری گیل نگاه از ایران؛ دختری ۶ ساله مهاجر افغان بنام ستایش قریشی در منطقه خیرآباد ورامین، روز یکشنبه ۲۲ فروردین از خانه نا پدید شده و خانواده ستایش اقدام به انتشار اطلاعیهای مبنی بر مفقود شدن دخترشان می کنند و تمام منطقه و محله زندگی را به دنبال ستایش جستجو می کنند اما شب هنگام جسد سوخته شده ستایش را از منزل همسایه شان پیدا می نمایند. پدر ستایش قریشی دختر شش ساله مهاجر افغان به احیانیوز گفته است:وقتی روز یکشنبه ستایش از منزل بیرون رفت، نمیدانست که پسر همسایه فکر ربودن و قتل وی را در سر داشته و زندگی او را به کام مرگ می کشاند.
براساس اخبار منتشر شده پسر ۱۷ ساله بعد از ربودن دختر کوچک او را به خانه خودشان می برد و پس از جنایت تجاوز او را به قتل می رساند و با ریختن اسید جسد بیجان ستایش را میسوزاند و پس از آن سعی میکند تا جسد را معدوم کند تا آثار جنایت را از میان بردارد اما موفق به این کار نمیشود. پسر شیطان صفت این مسئله را با دوست خود در میان میگذارد اما دوست وی پیشنهاد میکند تا مسئله را با پدر خود در میان بگذارد. پس از آنکه خانواده قاتل از جنایت مطلع میشوند، طی تماسهای مکرر تلفنی با پدر ستایش عنوان میکنند که دخترتان در همین نزدیکی است و بزودی پیدا میشود. بر اساس آنچه که پدر مقتول عنوان کرده است هدف پدر قاتل این بوده تا جسد را به بیرون از خانه منتقل کند و در جایی رها کند اما موفق به این کار نمیشوند و در همان شب پولیس نیروی انتظامی با حاضر شدن در محل جسد با آثار سوختگی با اسید را از منزل قاتل خارج میکند و پسر قاتل نیز دستگیر میشود. -
رحیم قریشی مامای ستایش در یک گفتگوی رسانه ای ، از خواهر زادهاش میگوید اینکه ستایش دختر دوست داشتنی بوده است و باور اینکه ستایش دیگر وجود ندارد برای او سخت است، او میگوید که شخصیتهای زیادی که افرادی آنها را نمیشناخته است در مراسم ترحیم ستایش حضور داشتهاند.
به اساس اطلاع رسانی وب سایت خبری تابناک گفته میشود که امام جمعه خیرآبلاد،مسئولان استانداری و اداره اتباع و مهاجرین استانداری تهران، فرماندار ورامین، رئیس کلانتری و رئیس اطلاعات ورامین در مراسم ختم ترحیم ستایش حضور داشتند و با این خانواده داغدار ابراز همدردی کردند.
پدر ستایش شش ساله در رسانه های ایرانی گفته است : مسئولان در حال رسیدگی به پرونده قتل دخترم هستند، این جرم پنهانی نیست و از آنها میخواهم حکم خدا و قرآن را اجرا و قاتل دخترم را قصاص کنند.
صفحه اجتماعی بنام افغانستان نوشته است: در فرانسه يك حمله انتحاری شد تمامي هموطنان افغان ما پرچم فرانسه را در نمايه هايشان گذاشتنددر حال كه اين دخترك ٦ساله هموطن ما در ايران مورد تجاوز قرار گرفته و سوزانده شده، چرا همه خاموشيم؟ كجاست همان هاي كه بعد از انفجار در فرانسه با گذاشتن پرچم فرانسه در نمايه هايشان مي گفتند برايما انسانيت مهمتر از همهچيز است، مگر ستايش انسان نبود؟ و يا كه آنهمه جنبه روشنفكرانه دروغين وچاپلوسانه داشت!؟ لطفآ سکوت را بشکنید و برای این خواهر کوچکمان دادخواهی کنید.
صدیق الله توحیدی فعال مدنی در افغانستان و رییس شبکه نی نوشته است: ستايش با شهادت مظلومانه نشان داد كه جنايت ويژه أفغانستاني ها نيست من براي ستايش وخانواده اين كودك معصوم متاسف هستم كاش اين جنايت كار بي رحم را جمهوري اسلامي علني مجازات كند.
سحر صمد نوشته است: اگر اتفاقی که برای ستایش ۶ ساله افتاد؛ در جهان بر یک کودک از کشور دیگری می افتاد واکنش سازمان های حقوق بشر و خبرنگاران بین المللی کاملا متفاوت می بود. افغان یعنی بی تفاوت "اشاره به بی اتفاقی و بی اتحادی مردم ما افغان یعنی بیچاره افغان یعنی آواره افغان یعنی ملت بی سرپرست و بازخواست اشاره به نوع برخورد های سیاسی دولتمردان میان کشورها و هویت افغان در کشور همسایه ی ایران به حیث بدترین فحش محسوب می شود.
افغان یعنی مهاجری که کودک دخترش خود را برای نجات جانش با هزاران بدبختی، با شنیدن هزاران طعنه آواره ی کشورهای همسایه می کند تا مبادا در، کشور خودش دخترش را غلامان حلقه به گوش این کشور و آن کشور به زور تفنگ از از وی بگیرند و قانون گذار و مجری قانونی نیست که آنها را حمایت کند و مجبور به سکوت شوند اما در کشوری که ادعای اسلام ناب محمدی را می کنند و خود را در دینداری حتی از عربستان که مهد دین اسلام است برتر و بهتر می شمارند اینگونه بلا سرش بی آورند و باز هم مجبور به سکوت باشد.
همچنان وب سایت خبری انصاف نیوز نوشته است که یک نماینده ی پارلمان افغانستان، به تجاوز و قتل «ستایش»، دختر شش ساله ی افغانستانی در ورامین واکنش نشان داد و از سکوت رسانه ها در ایران انتقاد کرد و گفت: سیاست حاکم بر رسانه های ایران و نفرت پراکنی علیه مهاجران در وقوع چنین جنایت ها و این چنین سرافکندگی ها نقش بسیار دارد.
به گزارش انصاف نیوز، از روزهای پایانی هفته ی گذشته که خبر تجاوز و سپس قتل فجیع «ستایش» دختر ۶ ساله ی افغان در ورامین در جنوب تهران برای اولین بار در شبکه های اجتماعی پیچید، موجی از واکنش افغان ها در شبکه های اجتماعی شکل گرفته از جمله کمپینی به عنوان «من ستایش هستم» در فیسبوک تشکیل شده و به سرعت آمار بازدید آن بالا رفته است.
در تازه ترین واکنش، «احمد بهزاد»، نماینده ی هرات در پارلمان افغانستان در یادداشتی «برای ستایش» نوشت: خبر جنایت تکاندهنده در ورامین ایران قلب هر انسانی را به درد می آورد. کودکی آواره طعمه گرگ صفتی آدمخوار شده است.
جنایت جنایت است؛ فرقی نمی کند که مرتکب آن دارای چه ملیتی باشد؛ اما آنچه در این میان آزاردهنده است رویه ی متفاوت و آپارتاید گونه ی رسانه های جامعه ی میزبان است. اگر قضیه به گونه ی معکوس رخ می داد؛ یعنی جانی هویت قربانی را می داشت، آیا پیامدهای چنین جنایتی همین سکوت و بی پروایی بود؟
در این میان سکوت جامعه ی میزبان در برابر چنین جنایت ضد انسانی توجیه پذیر نیست. جامعه ای که جانی به آن منسوب است باید بپذیرد که سیاست حاکم بر رسانه های آن و نفرت پراکنی علیه مهاجران در وقوع چنین جنایت ها و این چنین سرافکندگی ها نقش بسیار دارد.
در جهان امروز باید به انسان بودن جدا از تعلقات ملیتی، نژادی، فرهنگی و دینی حرمت نهاد؛ چیزی که جامعه ی میزبان مهاجران در ایران شدیدا به آن نیازمند است. باشد که ستایش های دیگر در پناه ارزش نهادن ما به انسانیت، مصونیت یابند.
بنابر گزارش انصاف نیوز، سید جمال الدین سجادی، روزنامه نگار افغان نیز در این باره در یادداشتی نوشته است: تصور کنید که اتفاق برعکس بود، یعنی می نوشتند که «یک مرد افغان پس ازتجاوز به دختر شش ساله ایرانی، او را کشت و در وان اسید انداخت!». اگر این اتفاق می افتاد، حتما تا الان تمام رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب و دیجیتال، این خبر را با شدت و تاکید منتشر می کردند. اما حالا مقتول یک دختر شش ساله مهاجر افغانستانی است و همه سکوت کرده اند. آنها که سکوت کرده اند و به خاطر وجه المصالحات، واقعیت را «سانسور» می کنند، آنها که همیشه دم از فعالیت برای مهاجرین می زنند و امروز زبانشان لال شده و در پستوهای خود خزیده اند، آنها که می ترسند برای دفاع از مظلوم کارتشان قیچی شوند، آنها این ننگ را می پذیرند که سکوت کنند و با چهره ای حق به جانب بگویند: نباید احساساتی عمل کنیم و کار را خرابتر از اینکه هست بکنیم!
قابل ذکر است که در تنها واکنش به این موضوع تاکنون در رسانه های داخلی، «امیر هاشمی مقدم» روز جمعه در سایت «فرارو» نوشته است: خبر در شبکههای اجتماعی دست به دست میچرخد و هر کسی خواسته و ناخواسته واکنش تند نشان میدهد. فرقی ندارد خواننده خبر ایرانی باشد یا افغانستانی. هر کس از عمق فاجعه آگاه میشود، وجودش فرو میریزد.
فارغ از بحث آسیبهای اجتماعیای که گریبان بخشی از جامعه ایران را گرفته که یک نوجوان هفده ساله را به سوی چنین جرمی (که در واقع ترکیبی از چندین جرم دهشتناک است) سوق میدهد و نیاز به تحلیلهای جامعهشناختی و انسانشناختی جدی و دامنهدار دارد، درباره این رویداد چند نکته نظر نگارنده را به خود جلب کرده است:
پیش از هر چیز، شکیبایی خانواده مقتول و برخورد عقلانی با این ماجرا قابل تأمل و بلکه ستودنی است. شوربختانه در مواردی اینچنین، نخستینن گزینهای که به ذهن برخی افراد خطور میکند، تقابل قومی یا ملیتی است. یعنی برای نمونه در این مورد، اینگونه ادعا شود که کودک به دلیل «افغانستانی» بودنش توسط یک نوجوان ایرانی به این شیوه به قتل رسید. در مواردی دیگر، بدبختانه سراغ داشتیم که قربانی ایرانی بوده و مجرم افغانستانی، و با واکنش تند برخی افراد «لمپن» روبرو گردیده و تمام جامعه افغانستانی متهم شده بود.
- قبح عمل فراتر از آن است که جامعه به افغانستانی یا ایرانی بودن مجرم و قربانی توجه کند. واکنشها نسبت به این خبر سراسر منفی بود؛ چه از سوی ایرانیها و چه از سوی افغانستانیها. همانگونه که دوستان نزدیک مجرم و اهالی و معتمدین محلی نیز، بدون کمترین تردیدی ماجرا را به پولیس گزارش دادند.
جامعه مدنی ایران اکنون احساس نزدیکی بیشتری با مهاجرین نموده و در واقع آنها را بخشی از خود میداند. از همین رو است که این خبر در برخی رسانههای واقعگرا نیز اطلاعرسانی شده، بسیاری از فعالین اجتماعی ایرانی از همان ساعات اولیه کشف جرم، به یاری خانواده مقتول شتافته و در خبررسانی، برقراری ارتباط با مقامات بالای قضایی کشور، پیدا کردن وکیل برای خانواده مقتول و… از هیچ کوششی دریغ نکردند.
در کنار جامعه مدنی، مسئولین هم نسبت به قضیه حساسیت بالایی نشان دادهاند. مدیر کل اتباع خارجی استان تهران و نماینده فرمانداری، بخشی از مسئولینی بودند که در نخستین روزها به خانواده مقتول سرکشی کرده و نسبت به پیگیری پرونده و وضعیت پیشآمده متعهد شدند.
پس انتظار ملت افغانستان از جمهوری اسلامی ایران اینست همانطور که در مراسم این کودک مهاجر افغانستانی شرکت کرده و با خانواده وی ابراز همدردی نمودند؛ پس در جهت اجرای حکم و پیگیری پرونده این حادثه هولناک نیز نهایت جدیت و تلاش خود را بکار گیرند و قاتل این جنایت را به صورت علنی قصاص نمایند.
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.