کودکان افغانستان درطی سالیان متمادی با مشکلات فراوان دست وپنجه نرم کرده اند اما تا کنون متاسفانه کمتر به مشکلات وچالش های فرا روی این قشرآینده ساز جامعه افغانستان توجه شده است.
با اینکه موسسات متعددی درقسمت کاربرای کودکان افغان ایجاد شده است ولی بازهم نیازبرای افزایش این ارگانها دیده می شود. درکنارتمامی فعالیت هایی که درقسمت کودکان قرارگرفته است دسترسی به زندگی سالم وآگاهی ازحقوق شهروندی مسائلی است که کمتربه آن توجه شده است.
براساس اظهارات کارشناسان وضعيت زندگی اطفال درافغانستان ازجهات مختلف رو به وخامت است. آمارجديد کميسيون مستقل حقوق بشرافغانستان از افزايش چشمگير اطفال روی سرک و کارگرحکايت می کند.
بسياری از اطفال افغانستان زمانی را که بايد به تحصيل در مکتب و يا به بازی بگذرانند در سرک ها به کارهايی مثل موترشويی ساجق فروشی و يا پلاستيک فروشی می پردازند. اوسط سن اين اطفال بين 8 تا 18 سال می باشد.
تعداد معدودی از نهادها و موسسات خيريه درشهر های مختلف افغانستان برنامه های خاصی برای کمک به اطفال روی سرک و بی بضاعت و سعی برای کمک به آنها دارند که در این شماره یکی دو موسسه ای را که برای اطفال افغانستان کار می کنند را در نظر گرفته ایم .
يکی از اين موسسات مرکز آشيانه درشهر کابل است که از سال 1995 ميلادی برای کمک به اطفال برنامه های گوناگون و متنوعی را عرضه می کند.به طور کلی مسوولان مرکز آشيانه به اطفال کارگر اين امکان را می دهند که در کنار کار و امرارمعاش به مرکز آشيانه آمده و از درس وتعليم بهره مند شوند.
محمد يوسف، مسوول موسسه آشيانه در افغانستان می گويد: "درشهرکابل ارقامی را که فعلاً نشر کردند 60 تا 70 هزار طفل در روی سرک کابل کارمی کنند. ازچهار طفل درافغانستان يک طفل مشغول کار اعمال شاقه است.
ازاينروعلاوه بر محروميت از درس و تحصيل، خطرات ديگری نيز کودکان را در سرک ها تهديد می کند. آقای يوسف می گويد: "طفلی که صبح از خانه بيرون می شوند و تا شام خطرات امنيتی ازناحيه تصادفات ترافيکی، عمليات انتحاری و انفجارها همه روز در خطر است. و کودکان مشغول کار در سرک ها هر لحظه تحت فشار روحی و روانی قرار دارند.
آقای محمد يوسف، مسوول موسسه آشيانه نيزدرمورد آينده اطفال روی سرک نگران است اومی گويد: "اگر به همين منوال که همين حالا ادامه دارد و اطفال روز به روز تعدادشان زياد شده می رود و عودت کننده از کشورهای مختلف می آيند و کار پيدا نمی توانند و طفل خود را روی سرک می فرستند ار طرفی هم اختطاف اطفال وجود دارد؛ تجاوز جنسی بالای اطفال وجود داشته و اطفال در معرض خطر اعتياد به مواد مخدر هم قرار دارند، در اينصورت وضع اطفال رو به وخامت خواهد گراييد. هرگاه وضعيت اطفال افغانستان را دريک نگاه سر سری و درمقياس زندگی افغانستان ببينيم، اطفال افغانستان ابتدايی ترين حقوق شان را ندارند. براين اساس می توان با جرئت گفت که مقايسه شرايط زندگی اطفال با کشورهای اروپايی حتا درتصورهم نمی گنجد.
با وجود نتايج مثبت اين گونه برنامه ها مشکلات اطفال در افغانستان ريشه دار تر است وبازحمات تعداد معدودی ازسازمانهای خيريه حل نخواهد شد
به عقيده کارشناسان، مشکلات کودکان در افغانستان زمانی حل خواهند شد که دولت افغانستان به کمک جامعه بين المللی برنامه های طويل المدت برای بهبود وضعيت اطفال طرح و اجرا کنند.
باتوجه به فعالیت نهادها وموسسات دیگری که درقسمت کودکان فعالیت دارند ،یکی هم ارگان یا موسسه انکشاف وحمایت زنان وکودکان افغان است. این نهاد تلاش می کند تا درکنارآموزشهای ضروری واولیه حقوقی برای اعضای خانواده، با ایجاد و تدویرکورسهای اموزشی وحرفوی زمینه کاروفعالیت کودکان را با معرفی انان به اشخاص وارگانهایی که توانمندی کار ومعاش به آنها را دارند را فراهم سازد وهمچنین با دادن امکانات اولیه درزمینه های کاری مختلف ، زنان وکودکان کارگررا تشویق نماید تا بتوانند یک کارمستقل برای خود ایجاد کنند.
موسسه انکشاف وحمایت زنان وکودکان افغان می کوشد تا به درون خانواده ها نفوذ کند وآموزش را برای تمام اعضای فامیل اعم ازپدرومادر وفرزندان مهیاسازد.آگاهی دهی حقوقی وایجاد زمینه زندگی سالم ودسترسی به سواد وزمینه سازی برای کاروکارآفرینی ازاهداف اصلی این موسسه است.
رئیس مؤسسه حمایت از کودکان افغان می گوید که به اندازه توانایی و ظرفیت مؤسسه خود، گام هایی را برای خدمترسانی به مردم افغانستان برداشته است.
آقای الهام تأکید کرد که باید دست به دست هم داد تا افغانستان را از این وضعیت نجات داد.
وی افزود که بیش از 20 دختر از مدرسه این مؤسسه فارغالتحصیل شدهاند و زمینه کار آبرومندانه برای آنان فراهم شده است.
به گفته الهام، برخی از آنان به عنوان آموزگار در این مؤسسه فعالیت دارند و برخی دیگر نیز در ارگان های مختلف مشغول ادامه تحصیل استند.
در افغانستان 300 هزار کودک به مواد مخدر معتاداند. در حالی که شمار آن ها افزایش می یابد، مراکز معالجه بسیار معدود است و چاره اساسی در این زمینه سنجیده نشده است.
اداره مرکز احیای مجدد کودکان معتاد به عهده موسسه خیریه «ودان» است. این مرکز قسماْ توسط ملل متحد تمویل می شود و برای 25 طفل و 35 زن امکان آن را فراهم ساخته تا بهبود یابند.
در این مرکز کمک و رسیدگی به معتادان در جلال آباد،با کودکان ورزش و تمرینات ورزشی کار می شود . کودکان بدمینتون و فوتبال می کنندو آن ها سرشار از انرژی می شوند و با شور و شوق توپ را به هر سو شوت می کنند. تنها تفاوت دراین است که آن ها اطفال نجات یافته از اعتیاد هستند و بین سه تا 12 سال عمر دارند. سن و سال آن ها از افزایش معتادان به مواد مخدر در کشور جنگزده افغانستان حکایت می نماید.
در پاسخ به این اوضاع، مراکز کمک و رسیدگی به معتادان که شمار آن ها رو به افزایش است، می کوشند تا این کودکان را ترک اعتیاد دهند و در آن ها شوق جدیدی برای زندگی را ایجاد کنند
معصومه خاتمه، یکی از مددکاران در این مرکز می گوید: «وقتی این اطفال را اولین بار دیدم، افسرده و ناخوش بودند. با شور و شوق بازی نمی کردند و به نظافت شان نمی رسیدند». یکی از دیگر از همکارانش افزود: آن ها مانند ارواح بودند.
حالا نوبت ما کسانی است که در سرزمین های دور از افغانستان زندگی داریم و با دست بدست هم دادن و با کمک مالی اگر چی کم هم باشد می توانیم به اطفال رنجدیده افغانستان کمک کنیم ولو یک عدد قلم باشد و یا یک جوره کفش.
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.