جمعیت گسترده ای از باشنده گان کابل در اعتراض به سربریدن هفت گروگان به شمول زنان و یک کودک در ولایت زابل و آنچه که بیکفایتی حکومت در باره سرنوشت آنها بودد تظاهرات کردند و اجساد این هفت تن را به دروازه ارگ ریاست جمهوری بر شانه های شان حمل کردند .
این تظاهرات روز چهار شنبه ۱۱ نوامبر از دشت برچی در غرب کابل شروع شد و تظاهرکننده گان به مقصد مرکز شهر در نزدیکی دروازههای ارگ ریاست جمهوری حرکت کردند. برگزار کننده گان گفتند که شمار تظاهرکنندگان به ۲۰ هزار تن می رسید.
هفت تن از قوم هزاره ای کشور ما از ولسوالی جاغوری ولایت غزنی که چند ماه قبل توسط جنگجویان ربوده شده بودند، در ولایت زابل سر بریده شدند. مقامهای محلی شورشیان وابسته به داعش را عامل کشتار این مسافران عنوان کرده اند.
اجساد این قربانیان که شامل زنان و یک کودک بود، روز سه شنبه ۱۰ نوامبر در شهر غزنی با اشتراک هزاران تن تشییع شد و سپس، خانوادههای قربانیان با مردم محل تصمیم گرفتند که این جنازهها را به کابل انتقال دهند. اجساد پس از آنکه به کابل انتقال یافت ؛ مردم در طول شب در کنار تابوتها در چوک "مصلای مزاری" با روشن کردن شمع شب زنده داری کردند.
من از طریق تلویزیون های افغانستان و چینل طلوع این اعتراضات را بطور دقیق پیگیری کرده و دیدم زن پیری در حالیکه از گوشه های چادرش آب می ریخت و باران سر و صورتش را کاملاْ تر کرده بود شعار مرگ بر غنی و مرگ بر عبدالله را سر می داد و به آنان دعای بد می کرد و می گفت کاش مانند تبسم دختر کوچک ۹ ساله که درمیان سر بریده ها بود یک تن از دختران ایشان به قتل می رسید و گروگان طالب و داعشیان می شد.
مردی مسنی که با پلاستیک شانه هایش را پوشانده بود ِمی گفت :طالب خیانت می کند و ارگ حمایت می کند؛ او هم شعار مرگ بر طالب ؛ مرگ بر داعش ؛ مرگ بر امریکا و پاکستان را سر می داد و خواهان اسغفای غنی و عبدالله بود.
بعد از آنکه معترضان می خواستند؛ وارد کاخ ریاست جمهوری شوند با فیر های هوایی نیروهای امنیتی مواجه شدند و در نتیجه هشت تن زخم بر داشتند که در میان ایشان یکی از خبرنگاران نیز از ناحیه سر زخم برداشت.
دختر جوانی که از سردی هوا و باران شدید می لرزید و سرش را با کلایی پوشانده بود؛ می گفت:دولت بالای مردم است اگر مردم نباشد و خواست های شان بر آورده نگردد و کس عدالت نکند پس ما هم قیام می کنیم و صدای عدالت خواهی خود را بلند می نماییم.
کارشناسان سیاسی در افغانستان این اعتراض را در کابل بی سابقه دانسته و آن را یک زنگ خطر بزرگ برای ابر قدرت ها می دانستند و می گفتند در صورتی که دولت به خواسته ها و ارزو های مشروع مردم جواب روشن و عملی ندهد این اعتراض که نخستین بار است پس از سی و چهار سال در افغانستان تکرار می گردد به قیام ملی مبدل خواهد شد.
سهیلا وداع خموش در صفحه فیسبوک نوشته است: هفت کالبد بی جان همه صدا شدند،صدای بلند، صدای رسا، صدای که تا اعماق وجود زنده ها رخنه کرده آنان را به حرکت در آورده است. با آنکه امروز هفت حنجره با خنجر بی مهری بریده شده و تا ابد خاموش شده اند، اما این سکوت به صدای نیرومندی مبدل شده است که دل دشمنان را مکدر و روی شان را سیاه خواهد ساخت.
این تظاهرکنندگان خواستار تامین امنیت راهها شده و از مقامهای دولتی می خواستند اگر امنیت جان مردم را تامین نمیتوانند کناره گیری کنند. پسر نو جوانی که دست به دست همقطارانش داده و چهار اطراف مظاهره کننده گان را چوکات کرده بود می گفت: اگر دولت امنیت مردم را تامین نمی کند و ما را از خود نمی داند پس بگوبد تا ما خود دست به کار شویم.
همچنان سربریدن هفت تن از گروگانها به شمول دو زن و یک دختر ۹ ساله توسط تروریستان در ولایت زابل با واکنشهای حکومت و پارلمان نیز مواجه شد و نماینده های مردم با اعتراض کننده گان همراه بودند. رئیس جمهور غنی این عمل را نشانه ضعف «دشمنان افغانستان» خوانده و زود هنگام نتوانست به خواست های اعتراض کننده گان جواب بدهد و در شام همان روز در یک سخنرانی تلویزیونی اعلام داشت که انتقام خون هموطنان خود را خواهد گرفت و در این راستا از هیچ تلاشی دریغ نمیورزد.او از مردم خواست تا در کنار دولتشان بیاستند و "توطئه شوم دشمنان را" ناکام بسازند.
همانطوری که من در تصاویر مشاهده کردم زنان حضور گستردهای در تظاهرات کابل داشتند و پیکر شکریه تبسم، دختر خردسالی که از جمله کشتهشدگان بود، توسط زنان به سوی ارگ برده می شد.
اما چیزی که برای همه افغان ها نوید وحدت ملی و یک پارچه گی را می داد این بود که در این اعتراض نه تنها یک قوم بلکه همه اقوام و ملیت ها چه هزاره و چه پشتون و تاجک و حتی هموطنان اهل سیک ما در این اعتراض اشتراک داشتند.
سخنگوی وزارت صحت عامه افغانستان در گفتوگو با بیبیسی تایید کرد که هفت نفر در اثر فیر های هوایی نیروهای امنیتی افغان برای متفرق کردن معترضان زخمی شدند. اسماعیل کاووسی، سخنگوی وزارت صحت عامه گفت که پنج نفر از اینها مستقیماْ در نتیجه اصابت گلوله و دو زن نیز در اثر پایین افتادن از دیوار زخمی شدند.
در همین حال، نیکولاس هیسم، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در کابل با نشر اعلامیهای از قتل افراد ملکی به ویژه زنان و کودکان ابراز نگرانی کرده و گفته است: «این قتلهای بیمنطق ممکن است جرایم جنگی محسوب شوند و عاملان باید پاسخگو باشند.
قبلاْ حکومت وحدت ملی گروه داعش را مسؤول گروگانگیری ۳۱ تن از شهروندان افغانستان در ولایت زابل میدانستند و
محمد محقق، معاون دوم رییس اجرایی حکومت افغانستان به رسانهها گفته بود، دوتن از رهبران پیشین طالبان که اکنون به گروه داعش پیوستهاند، شهروندان هزاره را در زابل گروگان گرفتهاند.اما آقای محقق در پی این اعتراضات عامل این اعتراض را تفرقه اندازی کسانی که در انتخابات برنده نشده و به کرسی های بلند مرتبه ننشسته اند خطاب کرد که مردم هزاره را واقعاْ اندوگین ساخت چنانکه
طاهر مردی از مردم هزاره در افغانستان گفت:سالها از محقق حمايت كردم ؛سالها از سياست محقق خوشم ميامد؛ سالها محقق را رهبر معاصر هزاره فكر مي كردم اما، اين محقق دلقك سياسي بيش نبوده از امروز به بعد محقق را پشه هم حساب نمي كنم و امروز متوجه شدم كه سالها در اشتباه بودم.
فردی دیگری در فیسبوک نوشته است: مردم ما قبل ازاينكه با غني و عبدالله تصفيه حساب كنند اول بروند سراغ محقق و حرمسراي محقق بعد خليلي و شهرك خليلي و بعد سراغ بقيه.!
همچنان عده ای می گفتند:اگر واقعاْ شعار ما، قوم پرستی نه بلكه دادخواهی و عدالتخواهی است، پس به عوض ارگ در پیشروی سفارت امريكا دست به تظاهرات بزنيد. اگر واقعاْ جرأت و همت داريد.؟ در مقابل سفارت كشوری كه داعش را زاييده است و بیشتر از پیش حمایتش می کند، اعتراض كنيد.
هرچند تظاهرات صلح آمیز ادامه داشت، اما تظاهرکنندگان هم علیه عاملان این کشتار و هم علیه حکومت به دلیل عدم تلاش کافی برای رهایی آنها خشمگین بودند.
این افراد زمانی توسط طالبان به گروگان گرفته شدند که از ایران به خاطر نداشتن اسناد و مدرک کافی بود و باش به افغانستان می آمدند و میخواستند دوباره به خانههایشان برگردندو زندگی بخور نمیر شان را ادامه بدهند.
ما در غم و رنج مردم ما در افغانستان شریک استیم و خواهان عدالت حقوقی اجتماعی و تامین امنیت و ثبات کامل در افغانستان می باشیم .
به امید افغانستان دور از جنگ و تعصب و آدم کشی و آدم ربایی
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.