علاوه بر اثر ذکر شده آیا در عرصه نقد هم کار کردهاید و یا خیر؟
بلی! در عرصه نقد و تحقیق که بیشتر به آن علاقه دارم تاکنون پنج کتابم چاپ و یکی ناچاپ شده است. نخستین تلاش نیمهنقد و تحقیقیام گردآوری اشعار شاعران جوان بود که در کابل زندگی میکردند و توان چاپ مجموعههای شعریشان را نداشتند. آن مجموعه (ستا به خوښه شی که نه؟) نام دارد. مجموعه یاد شده در سال 1377 خورشیدی چاپ شد. در این مجموعه یا اگر دقیقتر بگویم در این تذکره اشعار بیست تن از شاعران گنجانیده شده در این تذکره علاوه بر بیوگرافی مختصر شاعران بحث کوتاهی پیرامون اشعارشان نیز صورت گرفته است.
در قسمت آثار مهینی چی کردهاید؟
(چهرهها و یا نامتو څيرې) اثر دیگرم است که در سال ۸۲ خورشید زینت چاپ یافته و در آن حدود سی تن از نام آوران افغانستان که تلاشهای صادقانه به خاطر شگوفایی افغانستان کردهاند را معرفی نمودهام. (دسیمو تاریخی جغرافیه) مجموعه مصاحبهها با دانشمند سترگ افغانستان روانشاد علامه پوهاند اکادمیسین عبدالشکور «رشاد» است. در این مجموعه مصاحبه علامه صاحب به بیان جغرافیای تاریخی شماری از مناطق افغانستان پرداخته است.جلد اول این کتاب در ۱۳۸۲ از سوی کلید گروپ چاپ گردید و متن مکمل این مصاحبهها در ۱۳۸۸ از سوی انجمن کلتوری میوند به چاپ رسید،همچنان (دلونګو دريڅی) بحثهای در مورد ادبیات معاصر افغانستان دارد. این بحثها در سه جلد بوده که دو جلد آن چاپ و یکی آن چاپ نشده است. دو جلد در سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۱ از سوی انجمن آزاد نویسندگان و ژورنالستان مشرقی چاپ شد. در این هر سه جلد بحثهای در مورد شعر، داستان و طنز امروزی افغانستان صورت گرفته است. البته باید بگویم که این بحث تنها از سوی من نبوده تقریبا شکل گزارشی دارد. در این بحثها اشعار و آثار ۷۵ تن از شاعران و نویسندگان به طور مشخص مورد بحث قرار گرفتهاند.
آیا تاکنون کدام اثری را بر گردان کردهاید؟ البته منظورم ترجمه از زبان دری به پشتو میباشد.
بلی. در عرصه ترجمه نیز خود را آزمودهام، رساله دانشمند و فیلسوف شهید افغانستان داکتر سید بهاوالدین مجروح را از دری به پشتو برگردان کردهام، این رساله (سید جمال الدین افغاني او د ختیځ او لوېدیځ مخامختیا) نام دارد که درسال ۱۳۸۹ چاپ شد.
اگر درباره آثار ناچاپ شدهتان معلومات بدهید خرسند خواهیم شد؟
اثر ناچاپ شده تحقیقیام که در آن به زندگی و تحلیل آثار علامه رشاد پرداخته شده، میباشد که هنوز هم روی این اثر کار میکنم. همچنان یک مجموعه داستان، شعر و مصاحبه با شاعران نامدار و یک مجموعه مقالات ادبی آماده چاپ دارم.
درهنر نویسندگی از کدام مکتب پیروی میکنید و آیا دارنده سبک به خصوصی هم استید و کار کدام نویسنده افغان را بیشتر میپسندید و چرا ؟
از طریق شعر تلاش دارم تا فکر و احساساتم را با دیگران شریک سازم، پیروی از کدام مکتب خاصی را تاکنون احساس نکردهام و یا شاید اینکه هنوز به پختهگی کلام نرسیدهام. اما از سبک هندی بسیار خوشم میاید. از جمله شاعران به استاد محمد صدیق پسرلی علاقه فراوان دارم، چون او یگانه شاعری است که در کلامش فکر و نازکخیالی به اوج خود رسیده او شاعری است که نسبت به دیگران متفاوت میاندیشد و متفاوت مینویسد.
در کل وضعیت کتابنویسی را در افغانستان چطور بررسی مینمایید و فرهنگ کتابخوانی در آنجا چطور است؟
وضعیت کتاب نویسی در افغانستان امروزی به خوبی پیش میرود، هر چند بیشتر شاهد چاپ آثاری استیم که به گفته بسیاری پیش از وقت و ناپخته به چاپ میرسند، اما این یک قدم خوب است و من امیدوارم که در آینده نزدیک شاهد چاپ بهترین آثار باشیم. نویسندههای امروزی ما از امروز ما مینویسند و همین باعث شده تا کتاب نویسی و کتابخوانی رونق بیشتر داشته باشد.
منحیث یک نویسنده وضعیت کنونی و سیاسی وطن را چطور بررسی میکنید، خصوصا اوضاع سیاسی و امنیتی افغانستان را بعد از 2014 چطور میبینید؟
سوال سختی است. در این مورد باید کتابی نوشت تا این موضوع خوبتر روشن گردد. اما مختصرا باید بگویم که جنگ و فساد اداری افغانستان را بیشتر به بحران میکشاند و نسبت به آینده دلخوشی چندانی وجود ندارد. زیرا ما واقعا شکار بازی استخباراتی استیم و هیچ چیز بدست خود ما نیست، ما فقط مهره استیم و دیگران برای ما تصمیم میگیرند و عملی میکنند و همین باعث شده تا با گذشت هر روز دچار بحران جدیدی شویم. مردان ما سیاستمداران خوب نیستند و یا خوب سیاسی نمیاندیشند و در پی مفاد شخصیاند. وقتی به بیبرنامهگیها متوجه میشویم مییابیم که هیچ پروگرام و برنامه در کار نیست، در غیر آن چگونه ممکن است که جامعه جهانی و دولت افغانستان برای بیرون رفت از بحران کنونی موفقیت نشوند.
اگر ما مردمان خوب سیاسی میبودیم به جامعه جهانی قناعت داده میتوانستیم که یک همکار خوب در کنارشان بوده و خود سرنوشت خود را تعیین میکردیم، نه برای خود و مقام خود بل برای تمام افغانستان.
آینده کمی تاریک به نظر میاید؛ اما من که به وحدت ملی مردم افغانستان باورمند استم، نسبت به دیگران آینده را تاریک نمیبینم و فکر میکنم که اگر واقعا هر افغان برای افغانستان بیاندیشد، چرا آینده را تاریک ببینیم. ما از سدهها با بحرانها و جنگها درگیر ساخته شدهایم و از آن موفق بدر آمدهایم، اکنون هم خداوند مهربان است تا از این بحران یکبار دیگر نیز موفق بدر آییم. اگر وحدت ملی را بین خود ما که گروههای جنگسالار به آن لطمه وارد میکنند، قویتر بسازیم و متوجه دسایس همسایگان نزدیک که دعوای همزبانی،دوستی و دینی دارند،باشیم زودتر بر بحران تسلط خواهیم یافت.
موفق باشید و تشکر از شما که مصاحبهتان را با هفته پذیرفتید.
مصاحبه از طریق فیسبوک و ایمل آقای صدیقالله بدر صورت گرفته و دوستانی که علاقهمنداند از این آدرس میتوانند آثار صدیقالله بدر را بدست بیاورند: www.lawang.blogfa.com
اینهم نمونه یک شعر و یک داستان کوتاه از صدیقالله بدر:
زما وېره
والله چی ډېر وېرېږم
زه او زما ورور له مودو راهيسی
د اوږدو شپو مزل نه
نه شو وتی
***
زه یم د شپی مساپر
په کږلېچونو سر یم
هره خوا توره تیاره
وېره ده مله راسره
***
یم له مودو راهيسی
په توپانو کی راګېر
بې باوریو دی باور وژلی
***
ډېر څراغونه وینم
چې لګېدلی ښکاری
ګواکی رڼا خپروی
خو یو يی هم هغه رڼا
نه کوی
چې زه پری ګورمه لار
***
ټول څراغونه لګېدلي داسی
چی رڼايی یوازی ځانته کوی
***
څومره چی زه ورنږدی کېږم ورته
هومره تیاره خپره شی
هومره می وېره وشی
هسی نه بل ګام کی تورتم کی شم ډوب
د کږلېچونو مزل هم پاتی شی
***
ما سره خپله ډېوه
د لاری سر کی رانه ورور واخسته
پری ښه پوهېږم
چی په دی توپان کی
ډېوه به مړه لېږدوی
***
موږه یو دواړه په تیاره کی روان
په کږلېچونو يو سر
خو هغه سترګی پټی کړی
ځانته دوکه ورکوی:
چی که نو ولوېدمه
خو به نو ووایمه
چی ما وی سترګی پټی
***
زه یم د شپی مساپر
ورور می د شپی مساپر
موږه یو دواړه سره
د اوږدو شپو مساپر
***
موږه د بلو څراغونو
چی رڼايی تر خپل ځان پوری ده
دغه اوږده د کرلېچونو مزل
دغه د شپی مساپری ته وتی
له هر یو ګامه سره
شپی نه بس شپی ته وځو
موږه په شپه کی اوسو
په داسی شپه کی چی سبا يی ورکه
په داسی شپه کی چی رڼا يی ورکه
د رڼا هیله مو ختلی نوره
***
زه یم په يوه خوا
ورور می په بله خوا د لاری ستړی
کله تر منځ مو
فاصله شی ورکه
موږه شو ګام په ګام پر لاره روان
زه شمه ورور ته می ځير
زړه مې ډاډه غوندی شی
ورور می ځان ونغاړي څه
ورور می ډېوه کړی داسی پټه رانه
چی زه يی ونه وینم
***
دغه مزل، دغه د شپی مساپری
سخت وېرولی یمه
زه اوس وېرېږمه ډېر
زما د وېری مزل
اخر به چېری وځي؟
نمونه یک داستان کوتاه:
سودا
هغه د غرفی مخی ته ودرېد،د خپلی خوښی مجله یی د نورو مجلو له منځه راپورته کړه. د مجلی په وروستيو پاڼو کی يی خپله پاڼه واړوله. دم شېبه کی خولی پری راماتی شویی، يو سوړ اسوېلی يی وکېښ، مجله يی په زوره د نورو مجلو پر سر ګوزار کړه، ورو يی وويل: دروغ ده!
هغه همداسی پريشانه زما له غرفی نه لری شو. پريشانی پسی واخيستم، وی می هسی نه چی بيا رانه شی.
د ده سودا می نيكمرغه بلله. د هری اوونی لومړۍ سودا ده كوله. د شنبی په سهار، چی به می څنګه غرفه پرانيستله، دى به راپيدا شو او د پرتو مجلو په منځ کی به يی خپله مجله پیدا کړه، د خپلې خوښی پاڼه به يی راواړوله، ژر ژر به يی و لوستله، لکه چی ليکل شوی کرښی خوند وركوی، موسک به شو. د كرتۍ له جيبه به يی پيسی را وايستلی او مجله به يی د بايسكل په كنجوغه كی كېښوده.
ما ته په تېرو پنځو شپږو کلونو کی دا معلومه شوی وه، چی هغه کومه پاڼه او کومی کرښی لولی. مجله می راواخيسته، داوونۍ د فال پاڼه می راواړوله، و می لوسته: ((د مرغومی مياشت: له چا سره، چی مينه لری، په دی وروستيو کی ستا په نسبت بی علاقی شوی ده.))
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.