ملا داد الله که از ولایت ارزگان و از قوم کاکر میباشد در زمان کشته شدن ۴۵ سال داشت او د ردوران ظهور اول طالبان و بعد بر پایی امارات طالبی یکی از قومندانان نزدیک به ملا عمر بود و به این خاطر در جبهات جنگ شمال همیشه فرماندهی اول را به عهده داشت او که یک پایش را در جریان جنگهای ضد شوروی از دست داده بود چنان از عقده و نفرت نسبت به انسانها مشحون بود که قصه های بسیاری از شدت عمل و وحشت آفرینی های او به جا مانده است و گفته میشود که بالای نزدیکان خود هم رحم نمیکرد و اگر دستواتش به اجرا گذاشته نمیشد هر کسی میبود به وسیله خودش تیر باران میگشت.
ملا داد الله بعد از سپتامبر و در حمله امریکایی ها برشمال دستگیر شد ولی بعد از چندی گفته شد که او فرار کرده است ،اینکه در رهایی او چه طلمسی به کار گرفته شد تا حال فاش نشده است،او بعد از سقوط امارت به پاکستان رفت و بعد از آنکه شورای ۱۲ نفره طالبان تشکیل شد، او یکی از اعضای این شورا شد، خانواده اش را به ولسوالی سنگین ولایت هلمند آورد و همیشه در خط مقدم جنگ حضور داشت، شایعاتی وجود داشت که او با قومندانان دیگر طالبان ملا اختر عثمانی که عضو شورای ۱۲ نفره هم بود اختلافات عمیفی داشت وقتی عثمانی به قتل رسید ملا داد الله در هلمند ، قندهار و ارزگان یکه تاز شد و دیگر تمام دساتیر او برگروپ های طالبان چشمگیر بود که بسیاری به این اعتقاد رسیده بودند که ملا داد الله جانشین ملا عمر شده تحریک طالبان را در کل هدایت میکند وقتیکه ملا داد الله به نماینده گی از طالبان رهبری پروسه متراکه میان طالبان و دولت پاکستان در وزیر ستان را نیز به عهده گرفت شایعه رهبری او بیشتر قوت یافت.
ملا داد الله اخیرا در رسانه های همگانی داخلی و خارجی چنن مطرح گردید که بطور مستمر به عنوان فرد اول صحبت میکرد اخطار میداد، در فلم های ویدیویی ظاهر میگشت، سخنگوی مقرر کرد و هر شب تصاویر او در رسانه های همگانی به نمایش گذاشته میشد، این وضعیت از ملا دادالله خشن ترین و جنایتکار ترین چهره در میان طالبان به وجود آورد،او بود که به ژورنالستان اخطار داد در صورتی که اخبار آنان را نشر نسازند کشته خواهند شد و ناتو را رسماْ در هلمند به مصاف طلبید ، به این خاطر مرگ ملا دادالله نسبت به هر قومندانی بیشتر توجه مردم را بخود جلب کرد و در مورد مرگ او بیشترین بحث و تبصره را هم از سوی مردم و هم از سوی رسانه های همگانی برانگیخت،ملا دادالله روز شنبه گذشته (۲۱ ثور) در اثر حمله نیرو های امنیتی افغان و ناتو در ساروان قلعه ولسوالی سنگین ولایت هلمند در حالی به قتل رسید که نیرو های افغان وناتو از وجود ملا داد الله دراین منطقه بی اطلاع بودند و بعد از آنکه اجساد طالبان در میدان نبرد افتاده بود ،بر جسد ملا داد الله شک بر شده و بعد از آنکه جسد را به ریاست امنیت لشکرگاه انتقال دادند ملا داد الله بودن او تثبیت گردید،ملا داد الله از جهات گوناگون میتوانست برای طالبان قومندان ورزیده ای باشد که کمتر احتمال دارد به زوری طالبان قادر به تعیین چانشینی مثل او گردند.
ملا داد الله از قومندانان و فرماندهان اول طالبان در دوران امارت طالبی بود تجارب جنگی فراوانی داشت ،صف آرایی های نظامی را به خوبی میدانست ،بی رحم و خشن بود،از نظر قومی چون به شاخه های درانی ارتباط نداشت میتوانست مورد حمایت قرار بگیرد با ملا عمر در دوستی و اعتماد تنگاتنگی قرار داشت و آی اس آی برای ملا داد الله موقعیتی داده بود که اکثر فرماندهان طالب آنرا نداشتند و ندارند،به این خاطر جانشینی ملا داد الله که ظاهراً برای برادرش داده شده هرگز نمیتواند بحرانی در فرماندهی طالبان رد هلمند بوجود نیاورد و این بحران مطیمنا با چالشهای امنیتی در رابطه نزدیک قرار خواهد گرفت و در کاهش خشونت اثرگذار خواهد بود.
کشته شدن ملا داد الله از جهات گوناگونی بر رهبری و گروپ های طالبان اثر جدی خواهد گذاشت و مخصوصاْ در هلمند اثرگذار تر خواهد شد،مردم در نقاط مختلف کشور به این قتل واکنش نشان داده آنرا پایان زنده گی جنایتکاری دانستند که به هیچ معیار انسانی ،ملی و اسلامی پابند نبود و فقط خودش در تمام موارد آنچه دلش میخواست همانطور عمل میکرد به این خاطر وقتی خبر مرگ او به گوش مردم رسید همه با یکصدا میگفتند جانی اول به قتل رسید.
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.