۱.مراسم تمنای آب
از آنجا که اساس معیشت و کشاورزی بر پایه آب است، بنابر این کم و یا زیاد بودن باران و آب مشکلاتی را ایجاد میکند. اگر باران کم ببارد و مردم ما دچار کمبود آب شوند ،مراسم خاصی را به جای میآورندتا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده وباران بفرستد.مراسمی که برای تمنای باران دارند به این شرح است: اهالی روستا ها همگی به مسجد یا میدان بزرگ روستا و یا خارج از روستا میروند دعا میکنند و یک گوشهای از جلد قرآن مجید را باز کرده یا منبر مسجد را به این نیت که باران بیاید، با گلاب میشویند. علاوه بر این مرسوم است که همه مردم شیر برنج درست کرده میخورند و مقداری از آن را با این باور که باران ببارد روی پشت بام میریزند.
.2مراسم باران خواهی
یکی از مراسم رایج به هنگام خشک سالی مراسم باران خواهی است. به این منظور ابتدا از اهالی محل مواد اولیه برای پخت شیر برنج جمع آوری میشود ؛ در روز معین اهالی در مکان مقدسی مانند مسجد جمع میشوند و پس از پخت شیر برنج به وسیله زنهای محل، مراسم دعا وروضه خوانی انجام میشود و از خداوند طلب باران میکنند. پس از صرف غذا مراسم به پایان میرسد.از دیگر عقاید مردم ما در این زمینه، گذاشتن پایه منبر در آب و یا ریختن آب به روی فردی که سید زاده باشد ، است.
.3 مراسم آفتاب خواهی
اگر بارندگی زیاد باشد برای اینکه باران خاتمه یابد ،نام هفت یا چهل کچل را بر کاغذ مینویسند و آن را در درختی آویزان میکنند تا باد بخورد و باران قطع شود یا با خواندن دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب را میکنند.
در قبل اگر باران زیاد میبارید و مانع فعالیت کشاورزی میشد ، زنهای روستا به طور جمعی شعر زیر را میخواندند: باران کو، باران بی پایان کو، گندم که زیر خاکه، از تشنگی هلاکه، یا حضرت سلیمان، روز آفتاب و شب باران.
و بچههای روستا قوطیهای حلبی را به نخی میبستند و دو سر نخ را میگرفتند و در کوچههای محل راه میرفتند و دسته جمعی شعر زیر را میخواندند:" قوطی قوطی آفتاب کن، یک مشت برنج را زیر آب کن ، ما بچههای گرگیم، از سرما میگریزیم ، یا قران، یا کتاب فردا میشه آفتاب کن ."
.4گرفتن مهتاب و آفتاب
گرفتگی آفتاب و مهتاب را ظل (تاریکی) مینامند و معتقدند که اژدهایی جلوی آن را گرفته است در این حالت برای رهایی و برطرف شدن تاریکی از ماه به پشت بامها میروند بر ظرف مسی میکوبند و با تفنگی تیراندازی میکنند. علاوه بر اینها نماز و ایات آفتاب گرفتگی و مهتاب گرفتگی را میخوانند و دعا میکنند
. 5 مراسم گهواره بندی طفل
در بیشتر نقاط شهری و روستایی ما رسم بر این بود که در دهمین روز تولد نوزاد عدهای از بستگان و آشنایان برای صرف نان دعوت میشدندو پس از صرف نان و چای و شیرینی مادر کلان کودک را در گهواره میبست و در بعضی مناطق اگر نوزاد فرزند اول میبود این وظیفه را مادر کلان مادری به عهده میگرفت ، سپس دعوت شده ها پولی به عنوان هدیه در گهواره طفل میگذاشتند.در بعضی از روستاها پس از خوابانیدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادری نوزاد، روی گهواره طفل شیرینی و یا نبات میشکستند و یا گهواره را چند بار به شدت تکان میدادند ، این کار به این دلیل انجام میشد که اگر در طول زندگی بین پدر و مادر نزاعی رخ میداد ، گوش طفل به سر و صدا عادت کرده باشد.
.6مراسم تیغه کشی دندان نوزاد
یکی از مراسم دوران کودکی مراسم تیغه کشی دندان نوزاد بود ، که همزمان با ظاهر شدن اولین دندانهای طفل برگزار میشد . در این مراسم مادر کودک شیر برنج یا آشی که انواع حبوبات در آن وجود داشته میداشت ،میپخت و کاسهای ازآش را به خانه فامیلها و دوستان میفرستاد ؛ معمولا" رسم بود که افراد هنگام پس دادن کاسه، هدیهای مانند جوراب، کلا و یا پول در آن میگذاشتند .
.7آداب ماه رمضان
ماه رمضان به ماه مبارک نام برده میشود چون ماه تهذیب نفس و اخلاق است و همه سعی دارند که با ادای فرایض دینی و برپایی نماز جماعت از ثواب این ماه بیشتر بهره مند شوند. در این ماه صله رحم را به جای آورده و به فقرا و محرومان و آشنایان افطاری میدهند.در شبهای قدر و احیا که شب نزول قرآن است. درروضه خوانی شهادت حضرت علی (ع) شرکت کرده به سوگواری میپردازند زنان و مردان شبهای قدر را احیا نگه میدارند تا صبح بیدار میمانند دعا میخوانند و دعا میکنند
. 8 شب یلدا
شب اول زمستان بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع میشدند و با خوردن ماست و میوه خشک سرمای فصل زمستان را از خود دور میکردند و اعتقاد بر این بود که با خوردن ماست در شب یلدا، هرگز در زمستان خنک نمیخورند . در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی میگرفتند و عقیده داشتند اگر کسی آنها را نمیدید و نمیشناخت حتما" به آنچه نیت کرده بودند می رسیدند .
9عید غدیر
در این روز که خاص عید سادات است مردم به دیدن سادات میرفتند و سکهای را به عنوان نذر و یا پارچه سبز و سفید رنگ را از دست سید یا سیده به عنوان تبرک دریافت میکردند ، در این روز گوسفند یا بره قربانی را حنا کرده و تا آفتاب نزده قربانی میکردند ، کسانی که نذر داشتند به هر نیت انگشت به خون میزدند و به پیشانی میمالیدند ، همچنین اعتقاد داشتند که در روز عید قربان بعد از قربانی کردن نباید از خانه خارج شوند و در منزل هم کاری انجام نمیدادند تا قربانی آنها رد نشود .
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.