سه شنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۱ - 6:53 - Nargis Hashimi -
گفتند که میروی بعد از آخرین دیدار
گفتند که میکنی دل رازمن هم اینبار
درخلوتی گفتم آهسته ات صدبار
گرقصدچنین باشد نابودم وبس بیمار
در خواب بسی دیدم منظومه های پنهان
اصلا به یقین نامد این آخرین دیدار
رفتی و باران زد خاطره ماند باران
اکنون خلاصم کن از خاطره ای بی بار
چون بریده ام بی تو از روشنی مهتاب
دردا تمام باشد این زندگی اشعار
ترسم به یقین این بود، از عاقبت امروز
هر چی که میگفتند؛گوشم نبود زنهار
رفتی و باران زد،خاطره ماند دیدار
در ذهن خیال من تقصیر نشد اشکار
(اکتوبر 2020
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.