
آمنه مایار در جمع همکارانش
نرگس هاشمی مارس 11, 2021 نظر خود را با ما در میان بگذارید
بعد از سقوط حکومت طالبان و روی کار آمدن حکومت موقت در افغانستان زنان بیشماری برای اعاده حقوق زن و حقوق بشر و تغییر و تحول در افغانستان شب و روز کار کرده و از هیچگونه سعی و تلاش دریغ نورزیدند هم چرخ زندهگی خانواده را به چرخش آوردند و هم به جامعه و مردم مثمر واقع شدهاند. از آن جمله یکی هم آمنه مایار است که در شهر کابل زندهگی دارد و در حالی که مادر چند طفل هم بود؛ با اخذ بهترین نمرات از پوهنتون تعلیم و تربیه سند لیسانس را به دست آورد و برای مردمش کار میکند.
دربارهی او بیشتر بدانید که از فعالیتها و نشیب و فرازهای زندهگیاش معلومات میدهد:
سپاس از شما که با ما همکلام شده درباره فعالیتهایتان معلومات دادید، ابتدا از خود بگویید و در مورد تحصیلاتتان معلومات بدهید.
آمنه مایار
آمنه مایار استم؛ لیسانس فاکولته زبان و ادبیات دری پوهنتون تعلیم و تربیه کابل مسکونهی اصلی ولایت وردگ و باشندهی شهر کابل هستم.
بعد از فراغت از لیسهی عالی زرغونه در سال ۱۳۶۳ خورشیدی درنتیجه امتحان کانکور به پوهنځی اقتصاد پوهنتون ننگرهار کامیاب شدم چون در آن زمان نظر به نامساعد بودن شرایط امنیتی برای تحصیل دختران در ولایات از ادامه تحصیل بازماندم و ازدواج کردم و در حالی که مادر چند فرزند بودم تصمیم به ادامهی تحصیل گرفتم و به همکاری شوهرم که همیشه مرا حمایت میکند، لیسانس را از دیپارتمنت فارسی دری پوهنځی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به دست آوردم.
آیا در جریان تحصیل مصروفیت دیگری هم داشتید و یا تنها درس میخواندید؟
آمنه مایار: در حالی که محصل بودم در بخش شبانهی لیسهی ابنسینای کابل بعد از درسهایم از طرف شب تدریس میکردم و بعد از فراغت از پوهنتون بهطور رسمی با این لیسه به صفت استاد ادبیات فارسی دری مقرر گردیدم. هنوز محصل سال دوم پوهنتون بودم که طالبان کابل را گرفتند و دروازههای مکاتب و پوهنتونها را به روی دختران بستند و مانند دیگر دختران همقطارم خانهنشین شدم.
هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام – تلگرام – توئیتر
در زمان طالبان چی فعالیت داشتید؟
آمنه مایار: در زمان طالبان در خانه با ایجاد کارگاه قالین بافی از طرف موسسهی کانادا فند با جمعی از خواهران دیگر مصروف قالین بافی شدم. بعد از یک سال که پروژه ختم گردید؛ به خاطری که بیکار نمانم و از سوی دیگر همه مصارف زندهگی به دوشم بود، با ایجاد یک کارگاه آش سازی در منزل از طرف موسسهی هبیتات که در آن به تعداد ۲۰ تن دخترخانمها نیز مصروف بودند کار میکردم. با چادری به ترس و اضطراب با دفاتر مذکور ارتباط میگرفتم و دختران و زنان را در خانه جمع میکردم تا مسائل اقتصادی خانواده را مرفوع بسازم و هم به دیگر زنان و دخترانی که وظایفشان را از دست داده بودند شغلی ایجاد کنم.
آمنه مایار هنگام برنامه رادیویی
همین لحظه همان دورهی سیاه در ذهنم مجسم شد. فعالیت در آن روزها شجاعت بسیار میطلبید. بعد از حکومت طالبان چی فعالیتها داشتید؟
آمنه مایار: بعد از سقوط طالبان و ایجاد حکومت موقت دوباره به تحصیل ادامه دادم و در ضمن با «کلید گروپ»، که یک مجموعه رسانهای مطرح بود و است، در بخش مجلهی زنان به اسم مرسل، همکاری میکردم. ابتدا به حیث ژورنالست، سپس ایدیتر بخش زبان پشتو که زبان مادریام است و بعد معاون مدیرمسئول و بالاخره به صفت مدیرمسئول مجلهی مرسل کارم را ادامه دادم. در کنار مدیریت مجلهی مرسل که محتوای آن مجله را مسائل حقوقی، تعلیمی، صحی و سایر مسائل جهت روشن نمودن اذهان عامه و دفاع از حقوق زنان افغانستان که سالها به اثر یوغ و استعمار از حقوقشان بیخبر بودند؛ تشکیل میداد، در یکی از برنامههای لایف یا نشر مستقیم رادیو کلید در برنامه کلید صبح که همه روزه نشرات داشت و ساعت هفت صبح به نشر میرسید به حیث پرودیوسر و پرزنتر یا ارائهکننده بخش پشتوی برنامه که یک برنامهی تصوفی و اجتماعی بود مدت هفت سال با آقای احمد فاروق اورکزی همکاری داشتم و با این همه مسئولیتهای کاری در بخش خبر و مجلهی خبری رادیو کلید و برنامههای دیگر نیز گویندگی میکردم.
در جریان کارهای رسانهای و تحصیل با چی مشکلات و چالشها مواجه شده و چطور با آن کنار آمدید؟
آمنه مایار: البته در جریان کارهای رسانهای آن هم در یک جامعه سنتی مشکلات و چالشهایی زیادی را متقبل شدم؛ خصوصاً زمانی که به ولایات مختلف افغانستان سفر میکردم. اگرچه مشکلات زیاد بود ولی با سعی و تلاش و تعهدی که به خودم و به مردمم داده بودم؛ اینهمه سالها را با موفقیت پشت سر گذشتاندم. مشکلاتی را که در زمان تحصیل و کار سپری نمودهام خیلی زیاد است که ازجمله میتوان دوران فاکولته را یادآور شد؛ با وجود داشتن طفل خورد و شیر خور و شرایط خیلی دشوار اقتصادی به تحصیلم ادامه میدادم و در سال اخیر فاکولته هم مشکل اولاد داری و هم رفتن به وظیفه یا کار در کلید گروپ برایم چالشبرانگیز بود، اما با تصمیمی که داشتم با برداشتن مشکلات از سر راه به کارم ادامه میدادم. در جریان کار مجله بهخصوص کار در رادیو آن هم در برنامهای که محتوای آن بیانگر واقعیتهای جامعه افغانی بود، مبرا از چالش نبوده است و گاهگاهی حتی با اخطارهای کسانی که خیانت و جنایتشان در برنامه موردنقد قرار میگرفت، نیز مواجه میشدم و تلفونهای مشکوک را به دست میآوردم. در ضمن با این همه مصروفیتها و مشکلات دختر بزرگم فرشته مایار مرا زیاد همکاری میکرد و به خواهر و برادرانش میرسید از او قلباً ممنون استم.
آمنه مایار هنگام بررسی مجله مرسل
بعد از سقوط مجلهی مرسل و چاپ نشدن آن، مشغول چی کار شدید؟
آمنه مایار: نظر به لزوم دید رهبری کلید گروپ و مشکلات اقتصادی قرار بر این شد که نشرات مجلهی مرسل توقف کند. بعد از آن من به حیث معاون مرکز حمایت از زنان ژورنالیست در افغانستان کار را آغاز نمودم که بعد از یک سال کار در مرکز نظر به علاقهمندی با کار با ادارات دولتی و ضرورتی که در این بخش احساس میکردم تا زنان در این بخش کار کنند تا شهری نظیف با استندردهای جهانی داشته باشیم برای بست دوم در چوکات شاروالی کابل به صفت معاون یکی از نواحی درخواست دادم و بعد از سپری نمودن چندین امتحان و مصاحبه کامیاب گردیدم و فعلاً از مدت دو سال بدین سو در ناحیه ۱۵ شاروالی کابل در سمت معاون ناحیه ایفای وظیفه مینمایم.
واقعاً در کار بزرگی فعالیت را آغاز کردهاید؛ احتمالا در این بخش هم با و چالشهای بزرگی روبر استید، درست است؟
آمنه مایار: البته این مسؤولیت هم خالی از چالش و مشکلات نیست. در یک شهری که گنجایش حدود سه ملیون نفوس را دارد ولی نظر به ناامنی در ولایات و سرازیر شدن بیشتر مردم در شهر کابل که در آن حدود هفت ملیون نفوس جا گزین شده است و اکثر افراد یا شهروندان خود را ملزم به رعایت قوانین شهروندی هم نمیدانند و مسؤولیت بیشتر را نیز در شهر شاروالی به عهده داشته باشد، طبعاً که مشکلات وجود دارد. ولی همیشه وقت تلاش من در ناحیهای که حدود ۷۰۰هزار نفوس دارد این بوده تا با همکاری همکارانم خدمات خوب به شهروندان عرضه نماییم. تقاضایم از هموطنانم این است که با درک مسئولیت شهروندی با شاروالی همکار باشند.
در طول مدت کاریام به کشورهای زیاد اروپایی، آسیایی و امریکا سفرهای کاری داشتهام ولی نظر به حب وطن و عشقی که نسبت به وطن و مردمم داشتهام با وجود مساعد بودن شرایط زیست در این کشورها، ترجیح دادهام در کشور خود و در خدمت مردم خود باشم.
حالا که در بخش شهرداری مصروف استید پس فعالیتهای رسانهای ندارید و یا با کدام نهاد دیگر هم همکار استید و همچنان اگر از بزرگترین آرزویتان بگویید.
آمنه مایار: بر علاوه کار در شهرداری؛ عضو یک تعداد از نهادهای جامعه مدنی و عضو ایدیتوریل بورد نهاد توانا یا ځواکمن پوهنتون کابل و عضو بورد مرکز حمایت زنان ژورنالیست افغانستان و عضو شبکه زنان افغانستان که یکنهاد قوی برای انعکاس زنان مبارز کشور است هستم.
یگانه آرزویم که گمان میکنم آرزوی همه مردم افغانستان است؛ فقط صلح، آرامی و پیشرفت کشور عزیز و مردم ستمکشیدۀ این مرز و بوم است. بهروز باشید.
خانم آمنه مایار گرامی از شما سپاسگزارم.



نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.