فاطمه اعتمادی: در دوران حکومت اشرف غنی مشکل امنیتی و اجتماعی داشتیم و حالا که طالبان آمده وضعیت روحی، اقتصادی و امنیتی ما خوب نیست با روی کار آمدن آنها کارگاهم تعطیل شد و از وظیفه بازماندم.
روزی که تظاهرات کردیم و تظاهرات ما به خشونت کشانده شد؛ من برای دفاع از عکاس داد زدم که او را مانع نشوند و مرد طالب با تفنگش بهشدت به بازویم کوبید و فردای آن روز یکی از طالبان در پشت دروازه خانه ما آمد این موضوع برایم ترس و وهم ایجاد کرد و مجبور به ترک وطن شدم و حال که هیچ درآمدی ندارم در پاکستان مهاجر استم.
در افغانستان شوهرم از این که شغل آزاد داشت و یک کارگر عادی بود به کمک هم مصارف خانه را پرداخت میکردیم و مدتی هم برای مخارج زندگی تمام وسایل کارگاه خیاطی را به نیم قیمت فروختیم.
از روزی ورود طالبان چه خاطره دارید؟
فاطمه اعتمادی: وقتی به همکارم از خانهشان که طرف قلعهی نو دشت برچی بود زنگ آمد که طالبان آمده و به دشت برچی رسیدهاند همهجا را سکوت گرفت و همه ما ترس را در چشمان همدیگر میدیدیم، حتی از خود ما ترس و وحشت داشتیم. در مکتبی که تدریس میکردم مدیر مکتب صدا زد که خونتان به گردنتان میروید و یا میمانید به خودتان ارتباط دارد. همه سراسیمه از مکتب بر آمدیم یکی طرف خانه یکی طرف کودکستان و یکی طرف مکتب اولادهایشان میدویدند. همهجا را سکوت و ترس فراگرفته بود. در همین موقع والی ولایت میدان وردک از مسیر دشت برچی طرف پل سوخته و کوته سنگی عبور میکرد و با رد شدن آنها از کنار موتر ما ناگهان بالایشان حمله صورت گرفت و فیر شد و همه زنان و خورد و بزرگ چیغ و فریاد میزدند و کسی نبود تا به دادشان برسد.
شما که معلم کاراته بودید؛ دختران و زنان افغان تا چه حد علاقهمند ورزش بودند و فعالیتشان چگونه بود؟
فاطمه اعتمادی: از اینکه ورزش باعث صحتمندی شده و اعتمادبهنفس را بالا میبرد و به زیبایی و شادابی جلد مثمر است؛ بنا ازآنجاییکه زنان به زیبایی اندام و شادابی جلدشان بیشتر توجه دارند؛ زنانی که دارای تحصیلات و معلومات کافی در این زمینه بودند بیشتر به ورزش سهم میگرفتند. طوری که ما از ساعت پنج صبح الی هشت صبح تمرینات مخصوص بانوان داشتیم و در ضمن سه تایم از ساعت یک بعدازظهر الی هشت شب تایم مختلط و همچنان تایم مشخص به دختران و تیم معارف داشتیم که از تیم معارف شش نفر عضوی تیم ملی بودند و از آدرس مکتب ما و من بهعنوان مربی فعالیت داشتند که این خود علاقهمندی زنان و دختران را به ورزش نشان میدهد.
توصیه من به تمام زنان و بخصوص زنان افغانستان این است که برای بالابردن اعتمادبهنفسشان ورزش کنند؛ چون ورزش انسان را از هر نگاه سالم و تقویه میکند. از اینکه افغانستان یک کشور وارداتی است و مواد غذایی که وارد میشود حتی برای دارو و درمان کنترول و نظارت دقیق وجود ندارد و غذاهای سالم تغذیه نمیشود بنا ورزش راه اساسی برای قوت قلب و روح و روان است.
فاطمه اعتمادی و زنان تظاهرات کننده
هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام – تلگرام – توئیتر
از دید شما چرا در افغانستان هر نظام برای بقای حکومتشان زنان را معیار قرار میدهند و آیا به نظر شما طالبان میتوانند زنان را خاموش بسازند؟ گفتنیتان به طالبان چیست؟
فاطمه اعتمادی: از دید من نظام مردسالار افغانستان هیچ گاهی نمیپذیرد که زنان آگاه شوند. آنان آگاهی زنان را سقوط خود میدانند. دانشمندی گفته است: «اگر جامعهای را میخواهید به تاریکی نگهدارید نگذارید زنان آن جامعه تحصیل کنند و نگذارید کتاب بخوانند و رشد کنند.»
طالبان گروهیاند که اهل سخن و زبان و منطق نیستند. آنها فقط با تفنگ گپ میزنند و وحشیانه عمل میکنند. وقتی امنیت نداشته باشیم مجبور به محصور شدن در چهار دیوار خانه میشویم؛ ولی هیچگاهی حق بیان و اندیشه را از ما گرفته نمیتوانند. ما زنان در هرجا که باشیم در تلاش این استیم تا صدای خود را به مردم برسانیم و این حق ما است.
به مراکز زنان در بیرون از افغانستان چه گفتنی دارید و در مجموع به جهانیان چی میگوِیید؟
فاطمه اعتمادی: خواست ما از مراکز زنان این است که نگذارند اینگونه ما را به حاشیه برانند و صدایمان را خفه کنند. آنها مرزها را مدنظر نگیرند و زنان سراسر دنیا بهدوراز سیاست کشورها پشتیبان ما باشند. از کشورهای زورگو خفه استیم که ما زنان افغان را تنها گذاشتند و گویا جهانیان ما را به فراموشی سپردهاند. از جهانیان خواهان همکاری استیم. لطفاً ما را کمک کنید و نگذارید که فردای کودکان ما مانند نسل سوخته و بدبخت قبل گردد. فراموش نکنید که شما بهعنوان حامی حقوق بشر در قبال ما مسئولیت دارید.
خانم فاطمه اعتمادی گرامی با ابراز سپاس از شما.

نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.