مقمهای محلی در جنوب افغانستان گفته بودند که طالبان توسط پسرانی که برده جنسی شدهاند؛ برای تدارک حملات بر نیروهای پولیس استفاده میکردند. آنها از «بچهبازی» بهصورت هدفمند استفاده مینمودند تا در صفوف پولیس رخنه کنند.
به گفته مقامهای پولیس ولایت ارزگان، طالبان در دو سال گذشته از این بچهها برای راهاندازی موجی از حملات استفاده کردهاند.
غلام سخی روغ لیونی که یک مدت قوماندان امنیه ولایت ارزگان بود، به رسانهها گفته بود که طالبان بچهها را میفرستند، تا در پوستهها رخنه کرده و سپس به مأموران پولیس مواد مخدر خورانده و یا آنها را مسموم کنند.
حسیب الله، پولیس ۲۱ ساله که تنها نجاتیافته از یک حمله داخلی در ولسوالی دهراود در بهار سال گذشته بود، به خبرگزاری فرانسه گفت که شورشیان از بچهها بهعنوان «دامی» برای تدارک حملات استفاده میکنند.
او افزود که فرد مهاجم بر آن پوسته شخصی به نام ذبیحالله، بچه بیریش فرمانده پولیس بود. به گفته او، این پسر یک شب هنگامی که همه خواب بودند دست به ماشه برد و هفت پولیس به شمول فرمانده آنها را کشت.
حسیب الله که حالا خیاطی میکند، با اشاره بهجای زخم در پیشانی خود میگوید: «او سپس طالبان را به داخل پوسته آورد و آنها با قنداق تفنگ به همه اجساد میزدند تا دریابند که اگر کسی زنده مانده باشد. من خود را مرده جا زده بودم.»
سردار والی مردی که پسرش را از کوچه ربوده بودند او پس از چند ماه جستجو برای یافتن پسر ربودهشدهاش، به ناگهان توانست در بازار بیروبار منطقه گرشک در ولایت هلمند پسرش را ببیند.
سردار والی از اعماق وجود دلش میخواست به سمت پسرش برود تا او را نزد خودش نگه دارد، اما اصلاً جرات نزدیک شدن نیروهای پولیس اطراف پسرش را نداشت.
با ابراز امتنان از محمود جعفری، عبدالقدیر خموش و اجمل بها برای همکاری در تهیه این گزارش
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.