یک قاضی زن در افغانستان: میترسم طالبان مرا پیدا کنند؛ گزارشی از “هفته”

یک قاضی زن در افغانستان: میترسم طالبان مرا پیدا کنند.
نرگس هاشمی اکتبر 6, 2021 نظر خود را با ما در میان بگذارید
با شکست حکومت جمهوری اسلامی افغانستان و آمدن طالبان و باز شدن دروازههای زندان دروازههای زندان بهوسیله خود زندانیان باز شد. به گفته یک شاعد عینی، زندانیان پس از آگاهی از واردشدن طالبان به کابل خودشان را مسلح کرده و با اسلحه به در و بام زندان هویدا شده و دروازهها را گشودند و همه آنها، چه مجرمان جنایی و چه سیاسی آزاد شدند. در نتیجه امروز تفکیک افراد مجرم از بیگناه در شهر کابل مشکل شده است.
اکنون بیشتر قضات، بخصوص قضات زن که صدها دوسیه را پیگیری کرده و برای مجرمان حکم صادر کرده بودند در ترس و هراس به سر میبرند. اگرچه بیشتر آنها خانههایشان را ترک کردهاند و عدهای هم به خارج از کشور انتقال یافتهاند اما اکثریتشان در افغانستان و در شرایطی سخت بسر میبرند.
در ۲۰ سال گذشته بیشتر از ۲۰۰ زن در افغانستان به مقام قضاوت رسیدند و در این جایگاه کارهای مثمری را انجام داده و تا جایی هم با پشتکار و مبارزاتشان قانون منع خشونت را نهادینه ساختند. آنها بهعنوان شماری از قدرتمندترین و برجستهترین زنان کشور، از چهرههای شناخته شده در جامعه هستند که اکنون با ترک منزل در جاهای نامعلوم مخفیاند که نه از حق خود دفاع میتوانند و نه از حق زنان دیگر.
سارنپوه راحله شمس (اسم مستعار) که تاکنون از هیچ کشوری برای اخذ ویزه جواب مثبت دریافت نکرده به هفته گفت: «اعضای طالبان به خانهام سر زدهاند. البته خانهای که در نخستین روز آمدن طالبان ترکش کردم.»
او از همسایگان و دوستانشان شنیده است که طالبان درمورد محل سکونتش سؤال کردهاند. او گفت: «به چندین سفارتخانه درخواست پناهندگی دادم اما از هیچ کشوری جواب مثبت دریافت نکردهام. ترسم اینست که در اینجا بمانم و روزی طالبان بدانند که من قاضی بودم و بر علیهشان حکم صادر کردهام.»
از زمان تسلط طالبان تاکنون که بیش از صدهزار نفر از کشور خارج شدهاند؛ بیشتر کسانی بودند که در ان.جی.اوها و یا سفارتخانهها کار میکردند. ولی زنان قاضی که بیشترشان در دوایر دولتی و قضایی مصروف کار بودند؛ نتوانستند ویزه از کشورهای خارجی دریافت کرده و افغانستان را ترک کنند. آنها اکنون در شهر کابل و یا در ولایات کشور در جاهای نامعلوم مخفیاند و حتی دور از خانواده در خانه یکی از اقارب و نزدیکانشان زندگی میکنند.
قاضی مرضیه صدیقی (اسم مستعار) کسی که دوسیه قتل یکی از زنان قاضی به او سپرده شد؛ به هفته گفت: «قاضی فهیمه را زمانی که شش سال قبل شوهرش به قتل رساند و دوسیه قتل او به من سپرده شد. بعد از اینکه تمام ثبوتهای موثق بر علیه شوهرش وجود داشت. شوهرش به حبس بیستساله راهی زندان پلچرخی گردید. پس از باز شدن دروازههای زندان این مجرم هم بدون شک از بند رها گردید. بعد از اینکه شنیدم کسی در تلاش پیدا نمودن محل سکونتم است فرار را برقرار ترجیح دادم و در یکی از روستاهای دوردست فرار کردم. اکنون که شوهر و اولادم در کابل استند و خودم در بیسرنوشتی بسر میبرم بینهایت خسته شدهام. اگر حکومت طالبان مانند دوره قبل پنج یا شش سال را در بر بگیرد و بالای سینههای مردم به زور حکومت کنند و از طرف دیگر جامعه جهانی خاموشی اختیار کرده و اقدامی ننمایند، قادر به این نخواهم بود تا از حق خود و حق زنان مظلوم کشورم دفاع کنم.»
در حال حاضر که بیشتر این زنان در پی راهی برای خروج از افغانستان هستند. ولی آنها میگویند نهتنها دسترسی به حساب بانکی ندارند، بلکه هیچ یک از اعضای درجه اول خانوادهشان پاسپورت ندارند و از طرف دیگر اگر از امارت اسلامی پاسپورت اخذ کنند واجد شرایط برای اخذ ویزه هیچ کشوری نخواهند بود و پاسپورت امارت اسلامی مدار اعتبار کشورهای خارجی نیست.
سارنوال روبینا احمدی (اسم مستعار) میگوید: «در دادگاه خانوادگی، به دوسیههای طلاق زنان رسیدگی میکردم و بیشتر با زنانی در ارتباط بودم که در خانههای امن بسر میبرند و درخواست جدایی شوهرانشان را داشتند. در این میان زنانی بودند که میگفتند شوهرانشان مخفیانه با گروه طالبان فعالیت دارند و شرایط سختگیرانه را برآنها تحمیل میکنند و این زنان بیشتر از ولایات مراجعه میکردند.» او میافزاید: «کارهای را که ما اجرا میکردیم واقعا تهدیدآور و خطرناک بود. چندینبار بر دفتر ما حمله مسلحانه صورت گرفت و حتی در چند قدمی دفتر حمله انتحاری صورت گرفت و چندین همکارم را از دست دادم ولی با مبارزات خود ادامه میدادیم و مانع خشونت زنان بودیم و بدون هیچگونه ترس و هراس کار و فعالیت داشتیم. شوربختانه اکنون که ما به اصطلاح هزار دوست و دشمن داریم نمیتوانیم بالای هیچکس اعتبار کنیم و محل سکونت خود را نمایان سازیم. با آنکه میدانیم روزی توسط طالبان شناسایی خواهیم شد چون طالبان لست اسامی تمام قضات را دراختیار دارند. اما هیچ راه بیرونرفت از افغانستان را نمییابیم. آینده ما آینده نامعلوم است یا محکوم و ترور خواهیم شد و یا هم در اسارت چهار دیوار خانه و چادری جان خواهیم داد. همه درهای امید بستهاند. نه خود ما و نه هم اعضای فامیل ما پاسپورت داریم و نه هم راهی را مییابیم تا از کشور خارج گردیم.»
چندین کشور ازجمله نیوزیلند، بریتانیا و آلمان اعلام کردهاند که حمایتهایی را برای زنان قاضی ارائه خواهند کرد. اما اینکه این کمکها چه زمانی میرسند و چند قاضی را شامل خواهد بود، هنوز مشخص نیست.
قاضی ظریفه میگوید میترسد چنین وعدهها بهموقع به آنها نرسد. او به هفته گفت: «هرقدر که فکر میکنم جرمم را نمییابم که ما به کدام جرم زندانی شدهایم و مشخصاً چی اشتباه را مرتکب شدهایم. بر علاوه اینکه یک زندانی استیم. بیپول هم میباشیم و هیچگونه دسترسی به حساب بانکی خود نداریم.» او میافزاید: «وقتی به دختر کوچکم نگاه میکنم و نمیدانم چگونه به او توضیح دهم که چرا نمیتواند با دوستانش صحبت کند و یا در بیرون از خانه بازی کند. این مساله روح و روانم را میآزارد و روانم را آسیب میزند.»
قاضی ظریفه میگوید: «با آنکه سخنگوی طالبان گفت که خانوادههای زنان قضات باید مانند هر خانواده دیگری بدون ترس زندگی کنند و هیچکس نباید آنها را تهدید کند. ولی بالای سخنان آنها باور ندارم. چون آنها برای اینکه خود را در اذهان عامه خوب جلو بدهند و پشتیبانی جامعه جهانی را بدست بیاورند گفتهها و اعمالشان همخوانی ندارد با آنکه از همان روزی نخست عفو عمومی را اعلان کردند ولی صدها کارمند دولت را ترور کرده و جستجوی خانه به خانه را آغاز کردند و خرابتر اینکه یک گروهشان تهدید میکنند و گروه دیگر آن را نفی کرده و این اعمال را تقبیح میکند واقعأ این تکتیک عوام فریبانهشان گیجکننده است.»
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.