یگانه آرزویم ملاقات با جاستین ترودو است؛ گفتوگوی هفته با زن پولیس جوان که با آمدن طالبان بیکار شد

یگانه آرزویم ملاقات با جاستین ترودو است؛ گفتوگو با زن پولیس جوان که با آمدن طالبان بیکار شد
نرگس هاشمی اکتبر 28, 2021 نظر خود را با ما در میان بگذارید
زینب احمدی دختر جوانی است که در بخشهای نظامی کار کرده و در حکومت قبلی پولیس قوماندانی امنیه ولایت مزار بود. او در بخشهای مختلفی چون بانکداری، پولیسی و طبابت تحصیل کرده و یگانه نانآور خانوادهاش نیز است. پس از مستقر شدن طالبان زینب احمدی مانند دیگر زنان و دختران شغلش را از دست داده و به گفته خودش همه آرزوها و دستاوردهایش پامال زنستیزی طالبان شده است. سخنان بیشتر او را در مصاحبهاش بخوانش بگیرید.
خانم زینب احمدی عزیز لطف نموده خود را معرفی کنید.
زینب احمدی: سلام به خوانندگان مجله و وب سایت «هفته» و تشکر از شما که به من وقت دادید تا صدای خود را از طریق شما به کسانی که واقعین بخاطر حمایت از زنان کار میکنند برسانم و به ناقضین حقوق بشر و حقوق زن فریاد بزنیم که ما هم مثل دیگران انسانیم و به خاطر زن بودن نباید تحقیر شویم.
زینب احمدی استم متولد ولایت بغلان افغانستان. مکتب ابتدائیه و لیسه را در لیسه عالی نسوان معدن ولایت بغلان به پایان رساندم و بعد از سپری نمودن امتحان کانکور به تعلیمات اداره و حسابداری بخش بانکداری کابل کامیاب شدم. دو سال تحصیل را در کابل به پایان رساندم و دوباره به بغلان آمدم. از اینکه مسوولیت مصارف خانواده را بعهده داشتم و قبلا هم با خواهرم قالین بافی میکردم. بعد از اتمام تحصیل بخاطر خانواده و نقش خودم در اجتماع به جستجوی کار شدم و در موسسههای خصوصی کار کردم. از طرف سازمان ملل برای حمایت از اطفال جنگزده و موسسه حکیم سنایی کار نمودم. بعد بورسیه نظامی کشور ترکیه را بدست آوردم و به تحصیل پرداختم. اگر چه با تحصیل در بخش نظامی فامیلم اجازه دادند ولی با وجود مخالفت خویش و قوم و نظر به شوق علاقه که داشتم و همیشه عاشق کار و تحصیل و فعالیت در جامعه بودم و استم در بخشهای مختلف تحصیل نمودم و قبل از سقوط حکومت قبلی محصل صنف چهارم طب معالجوی پوهنتون مولانا جلالالدین محمد بلخی در مزار شریف بودم.
زینب احمدی: کشورم به متخصصان سیاسی ضرورت دارد؛ نه به ملاهای زنستیز.
از چه زمانی مصروف کار و فعالیت در قوماندانی امنیه ولایت مزار بودید و در زمان حکومت قبلی کدام مسوولیتها را بعهده داشتید؟
زینب احمدی: از سال ۱۳۹۵تا زمان آمدن طالبان در ولایت بلخ مصروف کار در قوماندانی امینه ولایت بلخ بودم. نخست در بخش کمپیوتر کارمند اداری ولایت بلخ بودم و بعدأ در بخش خشونتهای فامیلی و حل پرابلمهای خانوادگی مدیریت جنایی وظیفه اجرا میکردم و اوراق و دوسیههای جنایی را به سارنوالی و محکمههای بخش حقوقی میفرستادم و تا زمان حل پرابلمهای زنان که مورد خشونت قرار داشتند و لت و کوب میشدند آنان را به مراجع مربوط و خانههای امن معرفی میکردیم. یکی دیگر از وظایف ما در داخل شهر و ولسوالیها تلاشی خانههای که قبلا طالبان جابجا میشدند بود.
پس از روی کار آمدن حکومت طالبان چه مصروفیت دارید؟
زینب احمدی: با روی کار آمدن حکومت طالبان همه مصروفیتهای کاری و تحصیلی که داشتم را از دست دادم. طالبان کار، تحصیل، حقوق و معاشم را از من گرفتند.
از ترس اینکه درحکومت قبلی در بخش نظامی و پولیس کار میکردم؛ اکنون نمیتوانم به اجتماع ظاهر شوم و حداقل یک کار بخور و نمیر پیدا کنم. بعد از حکومت طالبان مجبور شدم تا خانه و خانواده را ترک کرده و بدور آنها در یک جای نامعلوم خودم را پنهان کنم چون طالبان هیچگاه به عفو عمومی پابند نیستند و چندین پولیس زن را از خانهشان به جاهای نامعلوم بردهاند.
شما که نانآور خانواده استید و به شما اجازه کار داده نمیشود پس مصارف زندگیتان را چگونه تامین میکنید و کی کمکتان میکند؟
زینب احمدی: من نانآور خانوادهای هفت نفر استم و با معاش دولتی که داشتم به مادر و پدر سالخورده و خواهران و برادرم کمک میکردم. اکنون با مشکلات فراوان اقتصادی با یک مقدار پول که قبلا ذخیره کرده بودیم زندگی میکردیم و با تمام شدن آن به فروش اموال و لوازم غیر ضروری خانه پرداختیم و برادر کوچکم که شاگرد خیاط است تا اندازهای مصارف خانه را به دست میآورد. آما اینده را نمیدانم که چی میشود یا طالبان ما را میکشد و یا گرسنگی و سردی زمستانی که در راه است ما را از بین خواهد برد.
در حکومت فعلی به کدام مشکلات زنان و جوانان افزوده شد؟
زینب احمدی: در زمان حکومت اشراف غنی یگانه مشکل مردم؛ واسطه، فساد اداری، جنگ و به شهادت رسیدن سربازان و جوانان بود و همچنان ارقام بلند بیکاری جوانان. اکنون با رویکار شدن امارت اسلامی به این مشکلات افزوده شد و صدها مشکل دیگر مانند گرسنگی، از دست دادن کار، مجازات و کشتار مخفیانه کارمندان دولت بخصوص خانمهای بخش نظامی و پولیس به میان آمد.
از اولین روزی که طالبان به مزار آمدند قصه کنید، چی کردید و چه شد؟
زینب احمدی: همان روزی که طالبان به مزار میآمدند را دقیقأ بخاطر دارم. من مانند روزهای قبل به وظیفه رفتم و حاضری امضا کردم. دیدم همه همکارانم لباس و یونیفورم نظامی را تبدیل کرده و لباس ملکی به تن داشتند. برایم سوال خلق شد و از چند تن پرسیدم اما کسی جواب نداد و قسمی وانمود کردند که چیزی رخ نداده و به اصطلاح خیر و خیرتی است. تا ظهر همان روز تعداد زیادی از کارمندان وظیفه را ترک کردند و بیروبار روزهای قبل دیده نمیشد. من با همکارانم نیز شعبه را ترک کردیم و صدای فیرهای پراگنده از هر طرف به گوش میرسید. در مسیر راه همه مردم به جهت مختلف فرار میکردند و همه میگفتند مزار سقوط کرد. به خانه آمدم و با فامیل از ترس اینکه طالبان از وظیفهام آگاه نشوند و بخاطر من فامیلم را اذیت نکنند خانه را ترک کردیم و به خانه یکی از اقاربم رفتیم.
گفته میشود که در زمان طالبان امنیت بهتر شده آیا حقیقت دارد و یا خیر؟ شما تا چه اندازه از این بابت رضایت دارید؟
زینب احمدی: امنیت مزار مانند قبل است و تغییر نکرده فقط مردم در این دوره با جنگ روانی و گرسنگی مبارزه میکنند. من خودم شخصأ از امنیت حکومت طالبان رضایت ندارم. چون کشورم را پارچه پارچه کردند و بیرق ملی ما را که هویت ما بود از میان برداشتند. کشورم به متخصصان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از قشر جوان نیاز دارد نه به ملاهای زنستیز که بر خلاف مفکوره زناناند.
ازحکومت طالبان چی امید دارید و آیا مورد تهدید قرار گرفتهاید؟
زینب احمدی: زندگیم پر از ناامیدیهاست؛ چون همه دستاوردهای بیستسالهام ازبین رفت و همه حق و حقوقم را از من گرفتند. وزارت امور زنان که یگانه مرجع خدمت به زنان بود را حذف کردند. پس چگونه امیدی از حکومت طالبان داشته باشیم. دختران بالاتر از صنف ششم را حق تحصیل نمیدهند و ما که آرزوهای بزرگ و مفکورههای بزرگ در ذهن داریم با این حکومت چگونه کنار خواهیم آمد. طالبان در روز تظاهرات زنان در مزار که من هم اشتراک کرده بودم ما را با دندههای برقی میزدند و اجازه تظاهرات را نمیدادند و برای پراکنده شدن زنان فیر میکردند.
طالبان مسلح به بزرگان منطقه ما امر کرده و گفتهاند تا افرادی را که در نظام کفری اشرف غنی فعالیت داشتند شناسایی کرده به آنها معرفی کنند که این خود کلانتر تهدید به من و خانوادهام است.
خواست و آرزویتان از مراکز زنان که در بیرون از افغانستان فعالیت دارند چیست و به آنها چی گفتنی دارید؟
زینب احمدی: خواستم از زنان و مراکز زنان که در بیرون از افغانستان فعالیت دارند این است که از حق و حقوق ما دفاع کنند و صدای ما را به جهانیان برسانند. خصوصأ زنانی که شغلشان را از دست داده و زندگیشان در خطر است را حمایت کنند.
همچنان خواستم از مراکز زنان بیرون مرزی اینست که صدای زنان نظامی و پولیس را به گوش مسوولین کشورهای کمککننده برسانند تا آنها ما را کمک کرده و جان ما را نجات بدهند و نگذارند طالبان بیشتر از این صدای ما را خاموش بسازند و حق علم و دانش را از ما بگیرند.
در ضمن خواستم از مجله هفته اینست تا صدایم را به جهانیان برساند؛ خصوصأ به صدر اعظم کانادا آقای جاستین ترودو که علاقمند کارکردها و رفتار نیکشان استم. آرزویم اینست تا با صدر اعظم کانادا که به مردم و بشر احترام دارد از نزدیک ملاقات کنم.
اگر بتوانید با رهبران طالبان صحبت کنید به آنها چه میگویید؟
زینب احمدی: گفتنی و سوالم از طالبان این است که چرا از باسوادشدن زنها میترسید و چرا مفکورهتان بر ضد زنان است؟ اگر میخواهید حکومت خوب داشته باشید پس حق مساوی به زن و مرد بدهید. زنان هم مثل مردان حق مدیریت و ریاست دارند. پس چرا پستهای پایین را به خانمها میدهید. آیا از دید شما خانمها فقط یک خدمهاند؟ نخیر نه… اگر زنان با سواد باشند نسل نسل ما با سواد خواهند بود.
خانم زینب احمدی از شما سپاسگزاریم

نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.