پوهنوال احمدشاه رقیقی استاد دانشگاه و ادبیات شناس به این مفکوره است:
"ادبیات کودکان ونوجوانان به معنای واقعی موءلفه یی ازنوشته هاییست که درآن حس وحال کودکانه حاکم باشد. این ادبیات به نوشتهها وسرودههای ادبی گفته میشودکه بخشی ازفرهنگ شفاهی، لالائیها، مثلها، قصهها...را دربرداشته باشد . همچنین داستانها و نمایشنامهها شعرها ونوشتههایی را درزمینهء دین، دانش اجتماعی، علم و حوزه های هنری و سرگرمی شامل است که نویسندگان و سرایندگان وهنروران برای کودکان و نوجوانان پدید میآورند.
این گونهءادبی زمانی پدیدآمد که متخصصان آموزش کودکان متوجه شدند که کودکان به دلیل سن وسال ، به ادبیات بزرگ سالان التفاتی ندارند.
ادبیات کودک را میتوان ساده ، اماخلاقانه و متفاوت ارائه کرد. روی این ملاحظه است که انتخاب موضوع وزبان در ادبیات کودک نسبت به ادبیات عام توجه بیشتر می خواهد.
اهمیت ادبیات کودک،ارزش بخشیدن به آیندهی بشریت است و نویسندگی برای کودکان مستلزم شناخت آنها و شناخت این نوع ادبیات. قصهها میتوانندنقش موءثری در پرورش شخصیت کودکان داشته باشند؛ کودک خودش را جای شخصیتهای قصه قرار می دهد، میآموزد و همانندسازی میکند؛ بنابراین ظرافت های کاریست که نقش مهم و حساس نویسنده در ادبیات کودک اعتبار بیشتر می یابد.
مهمترین اهداف ادبیات کودک ونوجوان عبارت است از:
الف - ایجاد خویشتن شناسی کودک واحترام به اصالت انسانی
ب - آماده کردن کودک برای شناسایی، دوست داشتن و ساختن
محیط
ج - رغبت دادن کودک به مطالعه وتبدیل رغبت به عادت آن دراین راستا
گرچه درافغانستان به دلیل تمرکز جنگ مزمن نه تنها کودکان که آحادجامعه نیازمند و علاقه مند هنر و ارائه های عاطفی و احساسی اند که ویژهء ادبیات است. اما اینک که بحث از ادبیات کودک وکودک است ،گفتنیست که جنگ، بی عدالتی، استبداد، خشونت، اقتصاد خراب خانواده ها وبسا آفات دیگر بیش ازهمه روان کودکان را آسیب زده وحقوق انسانی آنها را پامال، و شخصیت شان را آزرده است. ازاین جاست که توجه به ادبیات کودک درافغانستان ضروری و موارد آتی الزامی می نماید:
1.توجه بیشتربالای واژه های دوستی و محبت و مهربانی وعشق با بیان کودکانه
2.دورساختن متون ادبی ازپدیده های خشونت ونفرت و جنگ وکینه وحقارت و زبونی
3.ایجاد حس وطندوستی و مسئوولیت های اجتماعی ازطریق ادبیات
حسین پرواز،استاد ادبیات و نویسنده و محقق به این نظراست:
کودک یک جامعه بزرگسالی کوچک است،بنابران ضرور است تا کودکان بسیاری ضروریات علمی ، هنری، ادبی، ذهنی و عاطفی را در سطح و درک خودش فرا بگیرند. ازاینکه شخصیت انسان در کودکی و طفولیت بنا می شود و نضج می گیرد و همانند تهداب پر از ستون های سنگی عمارت بزرگسالی آنها ساخته می شود؛جای هیچ تردیدی نیست و نیز زمانی جامعه یک کشور موفقِ دارندهی آرزو های بزرگ و امکانات برآورده شدن آن خواهد بود که دارای نیروی انسانی پیشرونده، دانشمند و با درک و درایت باشد.
اینجاست که باید به کودکان پرداخت و در صدر همه به ادبیات کودک توجه کرد.ادبیات کودک همان ادبیات معمول یک جامعه شعر،قصه و داستان هست البته در سطحی از فهم کودک. در کشور ما به طور رسمی و آگاهانه در دههی پنجاه خورشیدی با تألیف کتاب الفبا برای صنف اول و کتاب های درسی قرائت فارسی به صنف های بعدی آغاز و بسیار زیبا و با درک و شناخت موضوع آغاز شد. بنیاد ادبیات کودک ما مدیون کار و آفریده های شادروان محمد آصف مایل هست. ؛ به بیان جلال الدین مولوی: "چون سروکارت به طفلان اوفتاد پس زبان کودکی باید گشاد"
سید عبدالله بهزاد جوان آگاه و فعال فرهنگی در باره ی ادبیات کودک به این عقیده است:
کودک در یک جامعه حکم همان خشت اول دیوار ثریا را دارد، اگر کج بنا نهاده شود، کل دیوار کج خواهد شد (وطن امروز ما)
ادبیات کودک باید عاری از سیاست زدگی و افراط گرایی دینی باشد. ادبیات کودک باید برحسب متون بیدار کننده، ذهن کودک را روشن و با تثبیت روان نگرشی کودک آنرا تعالی بخشد. از قصه های پندآموز گرفته تا حکایات تاریخی و در نهایت شِمّه ای از زندگی مدرن و خصوصیات و معایب آن.
ذهن کودک روشن بین و واقع گرا ست، هیچگاهی دروغ و طفره رفتن را نمیپذیرد. پس نباید ادبیات کودک آغشته به دروغ و سرهم کردن جفنگیات باشد.
در کل ادبیات کودک باید دست آویزی باشد برای رشد فکری و علمی کودک. باید شعور را در کنار علم برای کودک تجسم بخشد، چرا که علم بدون شعور، بیخردی را ببار میآورد، هرچند آدمی دانشمند باشد.
محمدآصف پیمان به این عقیده است:
به موضوع بی نهايت حیاتی پرداخته ايد؛ با تأسف قرارمشاهده وسمع نه تنها،ادبيات كودك بلكه اديبان نويسندگان،سخن سرايان ،ومردم اهل قلم ودانش كتاب،ومطالعه ادبيات كهن ومعاصر،هنرودرمجموع فرهنگ وكتاب ودانش درسرزمين ما اهميت خويش را از دست داده است. مزيد برادبيات كودك وترغيب وتشويق شان به مطالعه و خواندن ونوشتن و اهميت خواندن ونوشتن درزمانهای گذشته قلم بدستان وچيزنويسان همت می گماشتند، مجلاتی بنام ،بخوان وبدان ،مجله كودك ،كمكيانوانيس و...، را بخاطرايجاد مصروفت سالم اولادان وطن وآموزش ورهنمونی شان به نشر وچاپ می رسانيدندومطالبی سودمند وسوق دهنده درقالب فكاهی های پند آميز،قصه های آموزنده،كارتونهای جالب،بازی های طفلانه، كاردستی ها ورسمها كه رنگ آميزی آن ازاطفال خواسته ميشد تا انجام دهند وافسانه ها، وداستانهای كوتاه وقابل فهم طفل وآموزنده وكاردستی ها،وطرزرفتاروازمسايل تربيتی، واخلاقی، ومعاشرتی می نوشتند وبدسترس معصومين قرارمی دادند؛اما اززمان رويكارآمدن كامپيوترومبايل كتاب وادبيات و خاصه ادبيات كودك درحالت نزع ونابودی قرارگرفت ،بازی ها، ترانه ها، فكاهی ها، آموختنی ها ورهنمود های فراوانی در زمينه رشد استعداد كودكان، واطفال عزيز قراردارد،كه كمترصاحبان قلم به آن مي پردازند،حتي هيچ. من ده سال در راديو وتلويزيون ملی به اطفال، قصه وفكاهی، و بازي های كودكانه را تمثل كردم كه به آن توجه بايسته وشايسته بزرگان جلب نشد.
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.