بزرگان قریه حکایت می کردند که اهالی قریه آب و نان را در بانگی ها در جبهات جنگ برای مجاهدین می رساندند و توزیع می کردند بعد ازکسب استقلال اهالی قریه ما زندگی عادی خود را مانند سایرین ملت ما پیش گرفته چهاردهی کابل افتخار پذیرفتن آنعده از هموطنان ما که از تمام ولایات افغانستان نقل مکان نمودند داشته و مهد پرورش یکسان ناقلین بوده و است.
اجتماعی اولین مکتب رسمی دولتی در منزل شخصی حاجی محمد وکیل منتخب چهاردهی زمین و قریه دار ده دانا در زمان سلطنت امیر حبیب اله خان تاسیس و به فعالیت آغاز نموده تا اولاد این خطه از سواد بهره مند و به وطن شان مصدر خدمت شوند. در پهلوی مکتب دولتی علوم دینی از جانب علمای جید این قریه چون ملا باز محمد خان و دیگر امامان مساجد و شخصیت های عالم و دانشمند تدریس می گردیدند .
در ده دانا زمین های زارعتی بوده و پیداوار زراعتی ما زرع برنج ، گندم ، جواری ، جو ، ترکاری باب و باغداری رایج بود . کچالو را نواب جبار خان برادر امیردوست محمد خان پادشاه آنزمان از انگلیس ها به کابل آورد و در قریه زرع آن ترویج گردید بعداً از اثر کم آبی زرع برنج از بین رفته و مالداری ترویج شد. در پهلوی زراعت اهل کسبه نیز داشتندکه کسبه کاران در بخش های آهنگری ، نجاری ، معماری ، سنگتراشی و قصابی مصروف کار بودند.
در قریه ده دانا هنر های رزمی مانند پهلوانی ، شمشیر بازی ، نیزه بازی و چوب بازی نیز موجود بود که مشهور ترین پهلوان بنام خلیفه محمد افضل در کوچه عارفان پرورش یافته بود که اضافه تر از 30 کشور مدال قهرمانی داشت.
جوانان قریه به اشتراک جوانان قریه های همجوار در اخیرزمستان در دامنه های کوه قروغ بالای سرجه به اسکی بازی با تخته های معمولی به ورزش پرداخته و در روز های نوروز میله قلبه کشی با خیرات ها در جوار زیارت بابای زنگی (ع) و دیگر جا ها برگزارمی شد و جوانان در میدان های ورزشی مشغول ورزش و مسابقات می بودند.
در قریه ده دانا چندین دستگاه آسیاب آبی برای رفع ضرورت اهالی و دیگر مناطق فعالیت می کرد . در کوه چهلستون در کان سنگ سهم برای تراشیدن سنگ آسیاب ، هاون ها و دستاز ها را هم موجود بود.
همچنین در محله ملاصاحبان یک دستگاه جواز تیل کشی فعالیت می کرد که توسط حیوانات چرخانیده می شد و همچنان یک فابریکه گوگرد سازی در جوار سرک دارالامان و یک فابریکه تولید روغن و صابون سازی شریف تجارمقابل مکتب ابتدائیه چهلستون فعالیت می کرد.
موجودیت زیارت های متبرک مشهور بابازنگی(ع) ، بابا دولت میر ، سید اکبر شاه دیوار سوار و جوره شهید ملقب به خواجه عارف و خواجه محب و مقبره بیگمان و خانمان واقع پیله وری دلالت به قدامت تاریخی و هویت قریه ده دانا دارد.
اهل کسبه در اعمار ارگ شاهی ، قصر دارالامان ، قصر تپه تاج بیک ، قصرچهلستون ، آرشیف ملی و موزیم ملی سهیم بوده که همیشه مورد توجهات و انعامات شاهان آنزمان قرار می گرفتند.
بزرگان این قریه چنین داستان دهدانا را در فیسبوک اجماع چهاردهی بیان کرده اند:
یک حکایت واقعی که از نسل به نسل به گوش ما رسیده است که روزی صدها سال قبل سلطان از قریه عبور می کرد از آب و هوای منطقه ما خوشش آمد و در اینجا اطراق نموده از همراهان پرسید که این قریه چه نام دارد؟
همراهانش گفتند که ده دانا ، سلطان برای امتحان نمودن مردم قریه را خواسته و برایشان گفت که من گرسنه ام خوردنی برایم بیاورید که خودم ، اسپ سواری ام و مرغ شکاری ام از آن صرف کنیم . بزرگان قریه برای سلطان خربوزه آوردند و گفتند که خربوزه را شما ، پوست آنرا اسپ سواری تان و خسته آنرا مرغ شکاری تان بخورند پادشاه با تعجب به همراهان و بزرگان قریه نگریسته بعداً گفت که به یقین این قریه اسم با مسمایی دارد و سزاوارهمین نام یعنی ده دانایان می باشد.
اهل قریه از گذشته ها بدینسو به صداقت ، جوانمردی و ایمانداری در سطح ولایت کابل و تمام افغانستان شهرت دارند . در زمان پادشاهی غازی امان الله خان اعمار سرک دارالامان الی چهلستون قریه را بدوبخش تقسیم نمود که باز هم هر بخش بنام ده دانا و تحت اداره یک ملک یا قریه دار بودند در همین زمان تعدادی از مسکونین تیبه یا نزدیکی تپه تاج بیگ را در قریه ما بخاطر اعمار قصردارالامان و قصر تپه تاج بیگ نقل مکان دادند.
برای اولین بارخط ریل در سرک دارالامان در دوران زمامداری امیر امان اله خان غازی اعمار و فعالیت می کرد که اهالی قریه ده دانا در رفت و آمد به شهر کابل از آن استفاده می نمودند.
در دوران پادشاهی محمد ظاهر شاه یک مکتب ابتدائیه بنام ابتدائیه چهلستون در جوار سرک ده دانا اعمار افتتاح و به فعالیت آغاز کرد و سالهای بعد مکتب نسوان ده دانا در قسمت جنوب سرک ده دانا اعمارو تاسیس گردید.
ده دانا در اداره شاروالی به ناحیه بیست ویکم و بعداً به ناحیه هفتم مسمی شد.
از نگاه امنیتی در منطقه حوزه هفتم پولیس جاگزین شد در همین موقع دوغ آباد ، قلعه میرشکار و قلعه جعفر از ساحه ده دانا جدا و وکلای گذر جدید را انتخاب کردند. این زمان است که قریه داری به وکیل گذر تغییر اسم کرد و ده دانای جدید هم وکیل گذر برایشان انتخاب نمودند.
منابع : صفخات و اجماع چهاردهی نشینان
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.