ترکمنهای افغانستان که اکثراً در سمت شمال زندگی دارند، پدرتبار استند و از همین لحاظ معمولاً پدر برای پسرش زن پیدا می کند و قراردادهای مربوط به ازدواج را انجام می دهد.
در میان ترکمنها؛ فعالیت های زنان و مردان، به طور جداگانه مشخص است. مردان کارهای دهقانی را انجام می دهند در حالی که زنان به کارهایی همچون تهیه آرد، چیدن و خشک کردن میوه، دوشیدن شیر گاو و گوسفند، قالین بافی، نمدمالی، تهیه لبنیات و تمیز کردن پشم می پردازند. گذشته از آن، زنان فعالیتهای دیگری همچون بزرگ کردن طفل و نگهداری آن، آشپزی و شستشو را انجام می دهند.
در جامعه ترکمن، زنان در طبقه پایینتر از مردان قرار می گیرند. زنان نمی توانند با مردان در یکجا و در یک محوطه باشند. زنان جوان باید از بزرگان خانواده اطاعت کنند و آنها همچنین باید همواره و حتی در میان زنان آهسته صحبت کنند.

ازدواج، بخصوص از جهت اقتصادی در میان ترکمنها اهمیت زیاد دارد؛ زیرا یکی از افراد فعال اقتصادی یعنی زن، از خانوادهء پدر جدا شده و به خانوادهء شوهر اضافه میشود. بنابراین، خانواده ای که زن را می گیرد، باید به خانواده ای که زن را می دهد، شیربها بپردازد.
فاصله سنی در میان ترکمنها مسئله ای نیست. در گذشته مرد پنجاه ساله با دختر هشت، نه ساله و زن سی ساله با پسر پانزده ساله ازدواج می کرد. گاهی نیز ازدواج در سنین پایین برای دو طرف (زن و شوهر) اتفاق می افتاد. در حال حاضر سن ازدواج در میان ترکمنها بالا رفته است.
در جامعه ترکمن، شیربها نیز به وسیلهء پدر داماد به پدر عروس داده می شود. اگر داماد در هنگام ازدواج، مستقل بوده یعنی بیوه باشد یا بخواهد زن دوم بگیرد، در این صورت خودش باید قراردادهای مربوط به ازدواج را انجام داده و شیربها را بپردازد. اگر پدرعروس فوت کرده باشد، شیربها به بزرگترین مرد خانوادهء پدرعروس که معمولاً بزرگترین برادرش است، داده می شود.
معیار انتخاب همسر در میان دهندگان و گیرندگان زن، فرق می کند. خانوادهء زن ترجیح می دهند که دخترشان را به خویشاوند نزدیک و تقریباً هم سن، نه به غریب، حتی ازدواج نکرده، شوهر دهند. درحالیکه برای خانوادهء داماد، عروس ازدواج نکرده، برای داماد ازدواج نکرده، سالم بودن عروس و فعال بودن او و بچه آوردن مهم است.
آداب و رسوم مربوط به ازدواج ترکمنها مفصل و طولانی است. نخستین مرحلهء ازدواج، تعیین مخارج و شیربهاست. در میان ترکمنها تعیین کنندهء شیربها معمولاً وضعیت مرد است یعنی مرد یا مجرد است یا بیوه و یا متاهل؛هر یک از اینها می توانند یا با دختر ازدواج کنند یا با زن بیوه. مرد مجرد با دختر مجرد، ۱۰ مال شیربها لازم دارد. مرد بیوه با دختر مجرد، ۲۰ مال شیربها لازم دارد. علتش این است که اولاً دختر مجرد، باید جایی رود که قبلاً زنی آنجا بوده و بعد مرده است. این مسئله برای دختر مجرد چندان خوشایند نیست و معمولاً کسی که زنش می میرد، سنش بالاست. به همین دلیل خانوادهء دختر، دخترشان را با اکراه می دهند و اگر بخواهند این کار را انجام دهند، مال بیشتری طلب می کنند. (یک گوسفند یا یک شتر را یک مال گویند؛ اما امروز جای مال را پول نقد گرفته است.)
شیربها به اضافه مخارج عروسی باید به وسیله داماد (معمولا پدر داماد) پرداخت شود. جشن ازدواج معمولاً در هفته های آخر پاییز یعنی وقتی که چیدن پنبه آغاز می شود، انجام می گیرد. البته لازم به تذکر است که این امر، امروزه مصداق کاملی ندارد و ترکمنها هر وقت که صلاح بدانند ازدواج می کنند.
سه یا چهار زن از خویشاوندان داماد، مقداری نان را در سفره ای گذاشته و به خانهء پدر عروس می روند. پس از سلام و احوالپرسی و خوردن چند گیلاس چای، یکی از زنان سفره را باز می کند و نان را میان افرادی که حاضراند تقسیم می کند. در آن زمان، پدر عروس نیز گوسفندی را قربانی کرده و با گوشت آن غذایی به نام "باترمه" درست کرده و از مهمانان و نیز چند تن از همسایگان، پذیرایی می کند. پدر عروس با انجام این عمل موافقت خود را با عروسی اعلام می دارد.
روز بعد، پدر داماد چند تن از ریش سفیدان طایفه خود را برای نهار یا شام دعوت می کند. او در باره عروسی پسرش با آنها به صحبت و مشورت می نشیند. آنها به او تبریک گفته و هزینه عروسی و شیربها را برآورد می کنند. اگر پدر داماد به آن میزان پول نداشته باشد، ریش سفیدان هر کدام طبق وضعیت مالی خود مقداری پول به او می دهند. فردای آن روز، چند نفر از افراد خانواده داماد به نزدیکترین شهر رفته و لوازم مورد نیاز عروسی را فراهم می کنند.
دعوت شده گان یک روز قبل از عروسی آمده و در منزل پدر داماد یا خویشان خود اقامت می کنند. روز بعد، این جماعت همراه با چند نفر ریش سفید طایفه داماد برای آوردن عروس به خانه پدر عروس می روند. در گذشته عروس را با شتر میآوردند اما حالا با موترعروس را بخانه میاورند .
وقتی مردم به منزل پدرعروس می رسند، همهء آنها به جز مادر و بزرگترین خواهر داماد، پیاده شده و قدم به منزل پدرعروس می گذارند. گروهی از زنان فامیل عروس، به آنها خوشآمد می گویند و هر زن خویشاوند عروس، پای یک زن خویشاوند داماد را گرفته و سعی می کند او را به زمین بزند.
پس از آن همه، آنها به منزل پدرعروس وارد شده و به اتاقها یا "ای" هایی که برای این کار در نظر گرفته شده است می روند. مردان و زنان به اتاقها یا "ای" های جداگانه می روند و با چای و غذا پذیرایی می شوند. عروس را با ندیمه هایش به اتاق می برند.
پس از صرف غذا و چای، یکی از مردان خویشاوند داماد می گوید: "ما حالا غذا خوردیم، بنابراین وقت رفتن است."
یکی از ریش سفیدان طایفه عروس، در جواب می گوید: "خوب ... خداحافظ ... اما چیزی را که آورده اید بدهید." پیرترین ریش سفید طایفه داماد، شیربها را میآورد و در یک دستمال قرار می دهد و به ریش سفید طایفه عروس می دهد. او نخست پول را می شمارد و مقدار کمی از آن را در همان دستمال گذاشته و به ریش سفید طایفه داماد پس می دهد. پس از آن، آخوند یا یکی از ملاها سوره ای از قرآن مجید را قرائت می کند و بعد همه از اتاق خارج می شوند.
ریش سفید طایفهء داماد به زنان طایفه داماد می گوید: "ما اجازه گرفتیم ... شما می توانید عروس تان را به خانه ببرید." این زنها که بیشتر زن برادر یا زن دایی و یا زن عموی داماد استند، پس از شنیدن این کلمات به اتاق یا "ای" عروس و ندیمه هایش می روند و در مقابل ندیمه های عروس می نشینند. اگر عروس، زن اول داماد نباشد، نخست باید مقداری پول به ندیمه ها داده شود تا اجازهء رفتن به اتاق را بدهند. وقتی آنها وارد اتاق شدند، عروس در میان زنان دو خانواده می نشیند. در این موقع یکی از زنان خانوادهء داماد، یک چادرشب سرخ بر روی عروس می اندازد تا با آن عروس را بپوشاند؛ اما یکی از ندیمه های عروس (تعداد این ندیمه ها گاهی به ۳۰ نفر رسیده است) آن را به طرف او پرتاب می کند. این کار سه بار تکرار می شود. در بار سوم، زن چادرشب را با ترشرویی مصنوعی روی سر عروس انداخته و به سختی او را در آغوش گرفته و سعی می کند او را از اتاق بیرون ببرد. در این هنگام زنان خانوادهء عروس، با او نزاع می کنند و زنان دیگر خانوادهء داماد هم وارد نزاع می شوند. دراین حال چند نفر از زنان خانوادهء داماد از فرصت استفاده کرده عروس را به بیرون اتاق می برند. پس از این اتفاق، نزاع ساختگی پایان می گیرد.
بعد از اینکه عروس را از اتاق بیرون آوردند، مردان و زنان طایفه عروس، او را دور کرده و به طرف موتر می برند.عروس، همراه با چند نفر از ندیمه هایش سوار موتر می شود. جهیزیه عروس را نیز در موتر می گذارند. وقتی موتر شروع به رفتن می کند، خویشاوندان عروس به طرف آن سنگ و کلوخ پرتاب می کنند.
وقتی عروس به منزل داماد می رسد؛ زنان خانوادهء داماد، برنج و "باترمه" می پزند. زنان معمولاً لباس نو پوشیده و با خود نوعی شیرینی به نام "قتلمه" میآورند. "قتلمه" را در سفره ای گذاشته و به عنوان هدیه به مادر داماد می دهند. مادر داماد نیز در عوض برای آنها کالا یا چیز دیگر می فرستد.
وقتی عروس وارد خانه داماد شد؛ پدر داماد به آنها خوشآمد می گوید. مادر داماد مقدار کمی آرد گندم به عنوان نشانهء خوشبختی و برکت، روی سر عروس می ریزد. تمام خویشاوندان داماد؛ میوه، خشکبار و سکه های پول از کنار داماد به داخل جمعیت می ریزند.
عروس و ندیمه های او، به یک اتاق که متعلق به نزدیکترین خویشاوند داماد است، برده می شوند. چند نفر از زنان جوان خانوادهء داماد، از قبل در اتاق بوده و در را بسته اند. برای اینکه در را باز کنند، یکی از ندیمه های عروس، مقداری پول در دستمال گذاشته و از سوراخ در به آنها می دهد.
ریش سفیدان، ملاها و سایر مهمانان مرد، در اتاق دیگری می نشینند و غذا می خورند، پس از آن، برای عروس و داماد، غذای مخصوص میآورند. این غذا از گوشت گوسفند درست شده که قبل از آن به دو بخش تقسیم شده است؛ یک بخش را به عروس و بخش دیگر را به داماد می دهند.
سپس داماد با راهنمایی چند تن از زنان خویشاوندش، به اتاق عروس می رود. یکی از زنان، انگشت کوچک عروس و داماد را روی هم قرار داده و از داماد می خواهد که هرگز به عروس نان جو ندهد، لباس بد نپوشاند و اجازه ندهد که دیگران به او زخم بزنند. به این مراسم "الشدرمه" می گویند.
شب هنگام، داماد و عروس و دو تن از ندیمه هایش در اتاق باقی می مانند. معمولاًپرده ای در اتاق است که اتاق را به دو بخش تقسیم می کند. عروس و دامادT به بخش دیگر اتاق در پشت پرده می روند.
در هنگام شب، آوازخوانی ترکمنی نیز وجود دارد که معمولاً در یک چادر بزرگ انجام می شود و تا نیمه های شب ادامه دارد.
داماد، عروس و ندیمه هایش، در روز بعد به خانهء داماد می روند. آنها پرده را نیز با خود می برند و یک شب را نیز در آنجا می مانند.
در عروسی های امروزی ترکمن، علاوه بر ترانه های مرسوم (یار یار، یاروجان)، اجرای حرکات موزون به نام "کوشت دپدی" بسیار رایج است. این رقص، ریشه در حرکات موزون قدیمی شمن ها یعنی "ذکر" دارد. این چرخهء چند قسمت است، که نام قسمت های مختلف این چرخه، به نام های "دیوانه"، "سدرات"، "اتورمه غزل" (غزل خوانی درحالت نشسته) و "زمزمگ حفظ شده است. امروزه رقص های "اوچ دپیم" و "بیر دپیم" رایج تراستند.
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.