ناشناس ناشناس نیست؛ کتابی است در مورد زندگینامه و شرح حال و احوال ناشناس آواز خوان مشهور افغانستان . در این باره استاد حسین پرواز محقق و ادبیات شناس افغانستان که زمانی در پوهنحی ادبیات دری انستیتوت پیداکوژی کابل که اکنون به پوهنتون تعلیم و تربیه مسماست تدریس می نمود و من افتخار شاگردی ایشان را داشتم ؛در صفحه ای فیسبوک اش چنین نوشته است :
کتاب چنانچه از نامش بر می آید به شرح و موشگافی از زندگی داکتر صادق فطرت ناشناس از آوان کودکی تا سالهای اخیر پرداخته است.
ناشناس بر خلاف نام هنرى اش شناخته شده ترین و محبوب ترين هنرمند موسقی و آواز خوان هفتاد سال پسين كشور است كه با مرور خاطره ها و آهنگ هايش مخصوصا نسل تا دهه شصت نيز به انبوهى از خاطره هاى بر مى گردند كه به نوعى در ارتباط با آواز اين هنر مند گره خورده يا تداعى مى شود.
براى نخستين بار ناشناس را به طور زنده در يگانه كنسرت مشهور و غير قابل باور و ابتكارى وى در غازى ستديوم در دوم اگست سال ١٩٧٨ ديدم ، و زمانى كه پس از كشته شدن جاودان ياد احمدظاهر آهنگ هاى تلويزيونى ناشناس را يكى پى ديگرى از تلويزيون مى ديديم با خود مى گفتيم كه ناشناس كار خوب مى كند، مبادا به سرنوشت احمد ظاهر گرفتار شود و ما فكر مى كرديم كه خود ناشناس نيز از بيم كشته شدن زود زود آهنگ هايش را ثبت مى كند، اين تصور ما در آن هنگام بود و حالا پس از تقريباً چهل سال با خواندن اين كتاب ديدم كه اين تصور درست نبوده و ثبت و پخش آن آهنگ ها دليل ديگرى داشته است.
پس از خواندن اين كتاب مى توان درك دقيقى از شخصيت چند لايه و هر لايه در ابعاد مختلف از جناب ناشناس به دست آورد. وى كه دارنده ى آواز آهنگين و آيكو دار و خوش است ، يكى از بزرگترين و پركار ترين ها در عرصه موسيقى افغانستان است . ايشان يك حاشيه ساز سياسى نيز هستند كه هيچوقت در هيچ حزبى نبوده است و خود را بيزار از سياست مى خواند ، در پرداختن به غزل ها و ترانه پشتو همان مقدار موفق است كه در فارسى و در اردو. گرامى ياد ظاهر هويدا به شوخى وى را دو نيم چند خود مى داند و توضيح مى كند كه در فارسى درى مانند من و بيشتر از من خوانده است، اين يك چند. در پشتو يكى از مطرح ترين هنرمندان است در حاليكه من چند آهنگ پشتو بنا بر ضرورت دارم اين دو چند ، و تقريبا نيم برابر آهنگ هاى پشتو اش آهنگ اردو دارد و اين هم نيم چند ديگر كه مى شود دو نيم چند من.
شاعر است و شعر شمار بسيار آهنگ هايش را خودش سروده است از جمله ، از غمت ميرم اى دلربا تا به كى اين جفايت به ما .... الخ.
نطاق خوش بيان و تواناست ، مدير مدبر است ، و به سه زبان خارجى اردو ، روسى و انگليسى تسلط كامل دارد.
با چنين مميزاتى وى يكى از شخصيت هاى متضاد را نيز دارد ؛ يكى از سرامدترين موسيقى ساز و آواز خوان هاى ماست ولى هيچگاه جهت آموزش و دريافت موسيقى نزد استاد زانو نزده است و اين در حالى است كه در موسيقى سنتى كشور ما و موسيقى هندى موجوديت استاد شرط ضرور است.
از جامعهء زبانى خود برخاسته است ولى زبان فارسى را نزد يك هندى ( داكتر ذاكر حسين ) در هند آموخته است. حزبى نبوده است ولى نخستين آهنگ انقلابى حماسى حزبى ( شعر سليمان لايق ) را خوانده است. به تصوف و عرفان اسلامى علاقمند است در حاليكه آثارى از ماركسيزم و انديشه هاى ماركس را ترجمه كرده است. و پاسخ اين همه پرسش تا سرحد اقناع در اين كتاب درج شده است. يكى از ويژگى هاى جالب و قابل توجه اين كتاب همين دست بردن به گوشه هاى خاموش و كمتر گفته شده ناشناس و توضيح و تشريح آنست.
آشنايى من با جناب سياهسنگ به سال هاى دهه ى شصت خورشيدى بر مى گردد ، در آن آوان دوست عزيز مشتركى داشتيم كه من شنونده اشعارش بودم ، وى از سياهسنگ و قلم توفنده و زيبايش گفت و اضافه كرد كه با اين خوبى مى نويسد ولى نمى خواهد كه آفتابى شود و نوشته هايش را ديگران بخوانند ، به مطبوعات نمى آيد ، با دوست خود وعده گذاشتيم كه به ديدار اين جوان خوش قلم برويم و رفتيم ، و جناب سياهسنگ را در يكى از چوكى هاى بيرون ليليه مركز ديديم ، نوشته هايش را برای ما خواند و من چنانچه شايسته اش بود تحسينش كردم و وى را متقاعد ساختيم تا نوشته و افكار و آثار را با مردم و جامعه شريك بسازد و از آن بعد اين دوست عزيز چونان نقطه ى فشرده كه انفجار كند نوشته هايش در مطبوعات وقت آواز سباوون و ساير نشرات به چاپ رسيد و با جديت به آنچه ذوق و توانايى اش بود پرداخت و امروز نويسنده پركار تواناى خود را در كنار داريم. وى ژورناليزم را در زبان انگليسى در اين بيست سال اخير در كانادا به صورت اكادميك فراگرفته است. كارنامه نويسى و بيوگرافى نويسى يكى از ابتكارات مهم و ارزشمند داكتر سياهسنگ است كه از ديرباز بدون خستگى به آن مى پردازد و حق اشخاص فرهيخته و مطرح را ادا مى كند و هم حق مى گذارد. يكى از دارندگان فيسبوك بسيار فعال و پر محتواست.
جناب داكتر سياهسنگ در انديشه ى پرداختن به چنين كتابى در باره جناب ناشناس در سال ٢٠٠٧ با ايشان تماس برقرار مى كند و بخش بزرگ اين اثر در شكل مصاحبه تيلفونى تا سال ٢٠٠٨ آماده مى شود و طى سال هاى بعد ضمن چنه زدن ها بر چندى و چونى متن ها با افزودن نظريات و پيام هاى دوستان ، همكاران و هم منتقدين ، مصاحبه هاى جانبى ، جمع آورى مقالات و نوشته هاى پركنده ولى مرتبط كتاب تكميل مى شود. با وصفى كه گفته شد نمى توان ساده از كنار اين كتاب گذشت اثرى كه طى ده دوازده سال مابين دو داكتر متخصص ، هر كدام در ادبيات و هنر و ژورناليزم دست به دست شده ، افزوده شده كاسته شده و سرانجام پيراسته و آراسته شده و به دست ما رسيده است.
يكى از قابل بحث ترين موارد آنجاست كه جناب ناشناس در رابطه به قدامت ادبيات پشتو مى گويند و به آن ( تاريخ چهارصد ساله مى بخشد ، پته خزانه را جعل محض مى داند كه موجب شده آبروى ميليونها پشتون را به گروگان بگيرد. ) ر. ك. ، ص ص ١٤١،١٤٢ ، كتاب ناشناس ناشناس نيست ، انتشارات شاهمامه جنورى ٢٠١٩.
چاپ اين كتاب به توسط انتشارات شاهمامه به كوشش منيژه نادرى بانوى فرهيخته در هالند صورت گرفته است. از نظر ساختارى ، كتاب تلفيقى از زبان گفتار و تبديل شدن آن به زبان نوشتار و محل تجمع چند زبان است. غالبِ مطلق متن فارسى است ولى بنا بر ضرورت متن هاى پشتو و اردو و عبارات لاتين و انگليسى را نيز در آن مى بينيم. و اين مشحصه ، از آن ، يك كتاب چند صدايى ساخته است.
ويژگى خوب ديگر اين اثر شكل پرداختن افقى مطالب است ، يعنى شما كتاب را از هر بخش و فصل كه بخوانيد مشكلى نمى بينيد و احتياجى به مطالب قبلى را نداريد، ديگر اينكه خواننده خود را در درون وقايع مى بيند و مهمتر از همه كه خواننده خود به جاى نويسنده ى مكمل اين متون فراخوانده مى شود ، شما مى توانيد داده ها را تكميل كنيد و يا به زعم خود نتيجه بگيريد. و بر خواننده آگاهست كه نگاهى فراخ ولى دقيق به اين مطالب كه سر هم نه بلكه در كنار هم چيده شده است ، داشته باشد.
چنانچه گفتيم بنياد كتاب بر اساس مكالمات و مصاحبه هاى تيلفونى است ، متن از صداى محترم ناشناس آغاز مى شود و با قلم داكتر سياهسنگ نضج مى گيرد ، اين بهم آميزى جالب ؛ گفتار يكى در نوشته ديگرى در سراسر كتاب جريان دارد.
گذاشتن متن هاى جدى انتقادى از جانب منتقدان داكتر فطرت ناشناس بدون حذف و سانسور شايد بهترين و تازه ترين وجهه ى اين اثر است. كه حق مى دهد تا خواننده با دقت و تأمل براى يافتن نكته اصلى و واقعى بيانديشد. اين ويژگى دگم بودن و تحكم نوشته را مى زدايد و به آن صلاحيت همان اثر چند صدايى رامطابق مؤلفه هاى امروز مى بخشد ، آنجا كه ما با استفاده از اختيارات خويش به خفه كردن صداى معترض نمى پردازيم ، اميدوار هستم اين شيوه در آثار ديگر هم ادامه يابد.
نثر كتاب روايتى ، سليس و روان است فارغ از تعقيد و پيچيدگى است ، سرگذشت داكتر صادق فطرت ناشناس شبيه پرسوناژ هاى يك رمان را مى ماند با حوادث و اوج ها و فرود هايش پيش كشيده شده است. آنجا كه در سفر بيرون شدن از وطن با خانوادهء خود روانه ى مهاجرت است و در جريان راه گرفتار مرد مسلح مجاهدين مى شود كه خود از اسلام چيزى نمى داند و داكتر ناشناس را مورد پرسش و سرزنش قرار مى دهد ، بسيار جالب است.
و در آخر شرح اين همه نكات و ماجرا ها تنها سرشت و سرنوشت ناشناس نيست ، وى با اين توضيح در برش هاى مختلف ؛ تاريخ اجتماعى ، سياسى ، حزبى و روابط فرهنگى جامعه را به ما مى نماياند. آن زواياى كه هنوز براى ما تاريك بوده اند ، آن جا هاى كه ما هنوز نمى دايم پس پرده بر هنرمندان مشهور چه افتادو چه مى رفته است، آن جا كه CIA و ISI هم در صدد اند تا از هر امكان دست داده بهره اى ببرند. و اين همه را زبان صادقِ ناشناس و قلم سفيد گوى سياهسنگ براى ما عرضه مى دارد.
منبع :صفحه فیسبوک حسین پرواز
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.