با وجودی اینکه خبرنگاری برای یک زن در یک جامعه سنتی چون افغانستان کار آسانی نیست با آنهم خبرنگاران زن در بخش های گویندگی تهیه برنامه ها گزارشها تخنیک و کمره و دوبلاژو همچنان به صفت رییس و رهبر نهاد های رسانه ای و اتحادیه های حمایت از زنان خبرنگار مصروف کار اند و برای تهیه خبر و گزارش به دورترین ولایات ناامن باچادری واردکارمیشوند و ازخود شهامت نشان داده درعرصه های ملی و بین المللی جوایزمعتبر جهانی راکسب میکنند .چنانچه در سال ۲۰۰۸ فریده نیکزاد از سوی بنیاد بین المللی رسانه ای زنان ءجایزه خبرنگار شجاع را بدست آورد و سال قبل نجیبه ایوبی رییس کلید گروپ این جایزه را از آن خود کرد که قبلا شریفه اخلاص جایزه مذکور را درسال ۱۹۹۹ بدست آورده بود. همچنان شکریه بارکزی مسوول هفته نامه آیینه زن ازسوی سازمان نقد و بررسی مطبوعات جهانی یا world press reviewکه مقرآن در نیویارک است به عنوان سر دبیر سال۲۰۰۴ انتخاب شد.
چالش ها و موانع کاری سد راه پیشرفت خبرنگاران زن
روزنامه نگاری در افغانستان کاریست دشوار ومملو ازخطرو باگذشت هر سال خشونت علیه خبرنگاران افرایش مییابد و خبرنگار زن بیشتر ازخبرنگار مرد طمع تلخ مشکلات را می چشد و آسیب پذیرتر از مردان است.
اگر چه در افغانستان همه خبرنگاران اعم اززن و مرد ازنبود امنیت ءمصونیت حرفه ای و تضمین جانی و تهدید های دولتی رنج میبرند اما بر خبرنگار زن در پهلوی اینهمه مشکلات مشکلاتی دیگری از این قیبل وجود دارد:
در مقابل خبرنگار زن حساسیت های اجتماعی وجود دارد زمانیکه برای تهیه گزارش در محضر عام ظاهر میشوند آنها مورد توهین تحقیر قرار میگیرند و حساسیت های اجتماعی حتی باعث میشود که روزنامه نگار زن تغییر شغل داده و یاخانه نشین گردد.چنانچه زمانی را به خاطردارم که یکی از زنان با استعدادی که در بخش دیزاین مجله باماهمکار بود همسایه ها به شوهرش طعنه داده بودند که خانمش در مجله کارمیکند و تا شبها ناوقت به خانه نیست.و این امر باعث شد تا زن بیچاره را شوهرش وادار سازد تا به خانه نشسته و اولادهایش را سر پرستی کند.
دید مردسالارانه و زن ستیزو زندگی در یک اجتماع سنتی چون افغانستان سبب شده تازنان آزادانه به کار خبرنگاری نپردازند.
در مقابل روزنامه نگار زن تبعیض جنسیتی درنهادهای رسانه ای وجود دارد مثلابه خبرنگار زن برنامه های که درخور ستایش معنوی بالاتر باشند سپرده نمیشود . اکثرزنان خبرنگار در رسانه های تصویری و شنیداری دربرنامه های انتخاب آهنگها که به فرمایش شنونده و بیننده است برنامه داده میشود و خبرنگار زن در اینگونه برنامه ها فقط چند جمله تکراری که شماازکجابه تماس شده اید ؟نام تان چیست؟ و کدام اهنگ را فرمایش میدهید؟ را تکرار میکند . متاسفانه خبرنگارزن باوجود همه استعداد ها و خلاقیتی که در وجودش نهفته است به او فرصت بحث های علمی و سیاسی کمتر داده میشود.
درمقابل روزنامه نگارزن تبیض زبانی و قومی وجود دارد و مسوولین رسانه ها بیشتر خبرنگاران را از هم زبان و ازقوم خود انتخاب میکنند.
خبرنگار زن از نبود امنیت در بسیاری ازولایات افغانستان بخصوص ولایاتی که گاه در قیومیت دولت وگاهی هم بدست طالبان اند با ترس و هراس کارمیکنند وحتی خانه نشین میشوند چنانچه درولایت کندزچهل خبرنگار زن که در رسانه های محلی مجری و یا خبرنگار بودند باسقوط دولت بدست طالبان رسانه هارا رهاکردند وهمچنان تعداد زیادی ازخبرنگاران توسط افراد ناشناس تهدید و یا هم به قتل رسیده اند که پلوشه توخی خبرنگار درمزار شریف به ضرب چاقو توسط افراد ناشناس به قتل رسید و یا شیما رضایی و ذکیه ذکی و شکیبا سانگه آماج دومین گوینده زن بود که به قتل رسید اینهمه نمونه های اززنان خبرنگار اند که جانهای عزیز شان رادر راه اعاده آزادی بیان از دست دادند.
روزنامه نگارزن به جرم حقیقت نویسی و واقعیت گرایی مورد تهدید و شکنجه قرار میگیرند چنانچه خودم با نوشتن سرمقاله ای تحت عنوان جانی اول کشته شد که برعلیه ملا داد الله رهبر طالبان نوشته بودم دو بار مورد تهدید لفطی و یکبار هم مورد تهدید کتبی این گروه قرار گرفتم وهمچنان در جلو دروازه دفترم درحالیکه دختر سه ساله ام در آغوشم بود و میخواستم دخترم را به کودکستان محل کار ببرم توسط یک فرد ناشناس ازعقب تیله شده و به زمین خوردم و ازناحیه عینگ زانو زخم برداشتم.
ممانعت های فامیلی و خانواده گی یکی دیگر ازچالش های موجود در مقابل روزنامه نگارزن است .اکثر خانواده ها به زنان و دختران شان اجازه نمیدهند تا در تلویزیون ها و رادیو ها کارکنند من خبرنگاری را دیدم که با ما در رادیوکارمیکرد و شوهرش نیز یکی از نطاقان برجسته رادیوتلویزیون ملی بود روزی شوهرش به دفتر آمده و خانمش را پس از سرو صدا و لت وکوب از دفتر برد و گفت من نمیدانستم که تو دررادیو مانند من کارمیکنی .
همچنان دختر خانمی را دیدم که محصل دانشکده ژورنالیزم بود و زمانی که در فاکولته رشته بندی میشدند دختر بیچاره از ترس برادر و پدرش به رشته مطبوعات ثبت نام کرد درحالیکه رشته مورد علاقه اش رسانه های تصویری بود.به همین لحاظ است که حتی بسیاری از روزنامه نگاران زن به نام مستعاد مینویسند و فعالیت دارند.
آزار و اذیت خیابانی یکی دیگر ازمشکلات روزنامه نگار زن است. افراد ولگرد با دیدن خبرنگاری که او را در تلویزیون دیده اند به یاوه گویی میپردازند و درسر راه شان سبزمی شوند و او را آزار واذیت میدهند که حتی خبرنگاران زن که بیشتر در تلویزیونها ظاهر میشوند در خرید لباس و دیگراشیای مورد ضرورت به مشکل مواجه اند
به روزنامه نگار سنتی زن برنامه های غیرسنتی داده میشود و برخی ازمسوولین رسانه ها خبرنگار زن راوادار میسازندتا لباس های سنتی را کنار گذاشته و لباس های را که شرکت های تجارتی جهت اعلان و بازار یابی به چینل های تلویزیونی پیشکش مینمایند استفاده کنند که این امر باعث کشمکش ها میان خبرنگار با فامیل وهمسرش می گردد.
در رسانه هاخبرنگار زن مانند خبرنگار مرد معاش ندارد تحقیقی که از سوی موسسه تساوی صورت گرفته نشان میدهد که بیش از ۱۹ در صد بانوان خبرنگار بدون معاش تا حتی چندین ماه کارمیکنند و یا هم ماهانه سه تاچهار هزار افغانی معاش دارند . چون اکثریت مسوولین رسانه هامردان اند و به مردان بیشتر میرسند تابه زنان خبرنگار .
اینها همه مشکلاتی است که روزنامه نگار زن در افغانستان با آن مواجه است . اما اگر بصورت کل در نظربگیریم نقش و جایگاه زن در روزنامه نگاری ازاهمیت زیادی برخوردار است و اینهمه تلاش هاو جانبازی های روزنامه نگاران زن نتیجه بزرگی را در قبال خواهد داشت که همین اکنون اعتبار واعتماد زنان به روزنامه نگار زن و حتی اعتبار و اعتماد جهانیان به مطبوعات افغانستان ثمره تلاش و پشت کار روزنامه نگار زن است و قسمی که قبلا هم یاد آور شدم و با روزنامه نگاران زن بیشتر به تماس استم اکنون دید مرد ها و اجتماع درمقابل زنان روشنتر و امیدوار تر از دیروز شده است و مردم هم به رسانه ها اعتبار و علاقه مندی بیشترپیدا کرده اند و همچنان چندین نهاد های حمایتی ازحقوق روزنامه نگاران زن در افغاسنتان ایجاد شده و حتی کمیته های وکلای مدافع برای حمایت از رسانه های افغانستان نیزتشکیل شده و فعالیت مینمایند که این خود نشاندهنده پیشرفت و سهم زنان درمطبوعات است و حکومت افغانستان هم نقش روزنامه نگاران زن را بخوبی درک کرده و اکنون بیشتر منابع را در اختیار شان قرار میدهند و اصل واقعیت گویی را به روزنامه نگاران زن وجیبه شان میدادند و میدانند که زنان میتوانند در تغییر کرسی هایشان نقش بزرگی را ایفا کنند. و هم اکنون یک تعدادزیادی از وکلای پارلمان ازطریق روزنامه نگاری به وکالت و پارلمان رسیده اند .
نویسنده این وبلاگ نرگس هاشمی استم , در یک فامیل روشنفکر در شهر کابل دیده به جهان گشودم ،دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه سلطان رضیه کابل و دوره لیسانس را در پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه به درجه کدر به اتمام رسانیدم ، با آمدن حکومت سیاه طالبان مانند دیگر دختران افغان از ادامه تحصیل باز ماندم و راهی دیار هجرت به پاکستان گردیدم ، در آنجا افتخار مسلک معلمی را دریافت کردم ،برای دختران افغان مکتب و مرکز فرهنگی لسان انگلیسی و کمپیوتر ایجاد نمودم و با آمدن حکومت موقت دو باره به افغانستان عزیز برگشتم و در پهلوی ادامه تحصیل به مطبوعات افغانستان راه یافتم . نخستین چکیده ام را از طریق مجله کلید به نشر رساندم و کار ژورنالستی را با این مجله آغاز کردم ،با ایجاد مجله وزین مرسل به حیث ژورنالست و معاون مدیر مسوول ایفای وظیفه نمودم و با نشر مطالب اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی از حقوق زنان افغان دفاع نموده و برعلیه ظلم و استبداد زمامداران و تفنگ بدستان جنگیده ام و همیشه مبارزه خواهم کرد با نوشتن داستانهای حقیقی زنان زندانی در افغانستان حقایق را برملا ساخته و خشونت علیه زنان را که در افغانستان حاکم است انعکاس داده ام ،برعلاوه با مجله زن و تجارت،موسسه انکشافی زنان افغان،رایزیننگ انترنشل در امریکا و کمیسیون انتخابات افغانستان در بخش مدیا کار کرده ام.